• نظری بر تحول دکترین قدرت هوشمند
نظری بر تحول دکترین قدرت هوشمند

تاریخ: جمعه 15 آبان 1394//ساعت:14:19//گروه:سیاسی//زیرگروه:مقالات//شماره خبر:845

نظری بر تحول دکترین قدرت هوشمند

بررسی سیاست خارجی اوباما در تحقق دکترین قدرت هوشمند

16 فروردين 1393 ساعت 11:00

با تعدیل نقش قدرت نرم به نفع قدرت هوشمند در دوران ریاست جمهوری اوباما به نوعی یک رقابت و واماندگی نسبت به نقش قدرت سخت دیده شد به طوری که به نظر می رسد تامل مسئولین و روسای سیاست خارجی دموکرات کاخ سفید را به این نتیجه رساند که رویكرد قدرت هوشمند مستلزم تغییر در تفكر دولت ایالات متحده راجع به امنیت است.


هیات تحریریه سیاسی موسسه مطالعات امریکا؛

با نگاهی به تاریخ ایالات متحده پی می بریم که عموما سیاست خارجی این کشور در دوران جمهوری خواهان بر پایه "قدرت سخت" بوده است.این موضوع در دوران ریاست جمهوری "جرج بوش" نیز به روشنی عیان بوده است. دولت بوش با پیگیری دکترین یکجانبه‌گرایی و خروج از برخی معاهدات بین‌المللی یا نپیوستن به برخی دیگر و به حاشیه راندن سازمان ملل متحد در قبال چالش‌های بین‌المللی، عملا نشان داد که بیشتر بر قدرت سخت تکیه دارد. اما واقعیت های عرصه بین المللی نشان از این داد که پیگیری این رویکرد از سوی امریکایی ها نه تنها چهره این کشور را بهبود نداد و قدرت و نفوذ این کشور در عرصه های مختلف بین المللی افزایش پیدا نکرد بلکه برعکس، چهره و نفوذ جهانی این کشور رو به افول گذاشت.
 از این رو تیم دموکرات "باراک اوباما" رییس جمهور تحول خواه و تغییر محور که پس از محافظه کاران، وارث مصائب و مشکلاتی از آنان بوده (که هم اکنون نیز تبعات ناشی از مدیریت جنگ سخت جهانی بوجود آمده دوران جمهوری خواهان را تحمل و دچار آسیب های ناشی از آن گشته است) سعی در گذار از دکترین سخت به نرم و حتی فراتر از آن به تلفیق آن دو داشت. چرا که "قدرت هوشمند" توانایی تلفیق "قدرت سخت" و "قدرت نرم" برای ایجاد راهبردهای موفق را داراست. به عبارت دیگر در مقابل قدرت سخت، استراتژی قدرت نرم وجود دارد که طیف سیاسی خاصی در ایالات متحده یعنی دموکرات‌ها به آن اهتمام می‌ورزند که در این حالت فضای دنیا نسبت به ایالات متحده امریکا لیبرالیزه می‌شود به این معنی که قدرت یا ضریب نفوذ ایالات متحده در بافت اجتماعی و بافت فرهنگی جوامع افزایش می‌یابد.
باید اشاره داشت این نتیجه گیری از یک کمیسیون دو حزبی به ریاست مشترک با ریاست"ریچارد آرمیتاژ"، معاون وزیر سابق امور خارجه در دولت بوش، در سال۲۰۰۷ایجاد گشت. گروهی از اعضای جمهوری خواه و دموکرات کنگره، سفرای سابق، افسران بازنشسته نظامی و سران سازمان های غیر انتفاعی که توسط مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی در واشنگتن برگزار شد؛ به این نتیجه رسیدند که تصویر و نفوذ امریکا در سال های اخیر کاهش یافته است، و باید سیاست خارجی ایالات متحده را از صادرات ترس به الهام بخشی، خوش بینی و امید را تغییر داد.(۱) "جوزف نای" به همراه ریچارد آرمیتاژ، ریاست کمسیونی دو حزبی را در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی بر عهده داشت که در جهت شناساندن مفهوم قدرت هوشمند تشکیل شده بود. در گزارش نای و آرمیتاژ در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، قدرت هوشمند به معنای توسعه استراتژی منسجم، پایگاه منابع و در واقع جعبه ابزاری برای دستیابی به اهدافی است که هم شامل قدرت نرم و هم قدرت سخت می‌باشد.

قدرت هوشمند چیست؟
همان طور که می دانیم دکترین‌های متفاوتی در ساختار قدرت جهانی وجود دارد و یا تجربه شده اند. به ویژه در جهان پس از جنگ سرد، تجارب ناموفقی که قدرت‌های جهانی داشتند، به خصوص با وجود پیشرفت‌های تکنولوژیک بشر و بهره گیری از دانش فنی به همراه جنگ افزارهای ویژه در راستای تامین منافع ملی توجیه شده است و ناکارآمدی‌های زیادی در ذات قدرت مشاهده شده ، اما ضرورت تغییر در تفکر، اهداف، استراتژی و تاکتیک مستلزم شناخت استراتژی قدرت هوشمند است که در چالش با اقتدار سنتی قدرت‌های موجود پدیدار گشته است. اگر خوب به درک و فهم نهادهای مولد استراتژی قدرت هوشمند توجه کنیم، استراتژی قدرت‌های ایدئولوژیک جهان با هدف تاثیرگذاری و نقش آفرینی حداکثری در جهان پیرامون خود هویت پیدا می‌کند و در یافتن منابع و تشخیص همگرایی و شناخت ابزارها از مهمترین مولفه‌های قدرت هوشمند ترکیب می‌یابند. در یک چنین فرآیندی وابستگی محیط بین المللی به قدرت هوشمند برتر به درک واقعیت‌های ایدئولوژی برتر در مناسبات جهانی عمق پیدا می‌کنند و در کالبد آن ایدئولوژی قدرت هوشمند عمیقاً معنا و مفهوم پیدا می‌کند.
بنابراین رویکرد قدرت هوشمند مستلزم انعطاف در ماهیت تغییر است. قدرت هوشمند پاسخی است به ناکامی‌هایی که در مولفه قدرت نرم و قدرت سخت در گذار و گذر زمان تجربه شده است. در تامین نگاه حداکثری به منافع ملی، قدرت هوشمند با اهدافی وسیع‌تر و گام‌هایی عمیق‌تر به ژرفای استراتژی ارائه شده و دامنه نفوذ و تاثیرگذاری جهان پیرامون خود توجه می‌کند و تلاش می‌کند تا عملکرد و راهبرد خود را با منطقی که قدرت هوشمند می‌پسندد، توجیه کند. در برخی باورها قدرت مطلق تلقی می‌شود. آن هنگام که قدرت توان تاثیر و تاثر را داشته باشد و بتواند رفتار دیگران را بر حسب امیال و منویات ایدئولوژیک توانایی‌ها خود تغییر دهد، اگرچه با فریب و عملیات روانی، قدرت هوشمند را به مثابه عنصری اعجازگر می‌توان تعبیر کرد. استراتژی قدرت هوشمند با به کار گیری اهداف مشخص، سلطه و هژمونی مورد نظر خود را در درک عامل تغییر در بهره گیری از آن را برای خود و هم پیمانان و متحدان و بهره گیری از منابع طبیعی و انسانی را باز تعریف می‌کند.(۲)
در ارتباط با به کارگیری این مفهوم و وارد شدن آن به ادبیات سیاسی خصوصا حوزه روابط بین الملل باید اشاره داشت، مفهوم قدرت هوشمند را نخستین‌بار "سوزان ناسل" به معنای ترکیب هدفمند و خردمندانه قدرت سخت و نرم در مقابله با تهدیدات به کار برد. وی معتقد بود: "منابع اجباری و اقناعی شامل توانایی‌ها و برتری‌های نظامی، اقتصادی، فرهنگی و ایدئولوژیک باید در یک جهت هماهنگ شوند تا برآیند آن تداوم برتری یک کشور را تضمین کند." سوزان ناسل در مجله فارین پالیسی در تاریخ آوریل ۲۰۰۴، مقاله‌اي منتشر كرد كه در آن كفايت اصطلاح قدرت نرم جوزف نای در مقابله با تهدیدهای جدی علیه منافع امريكا را به چالش كشيده بود. 
هرچند نای نیز معتقد گشت که به منظور دستیابی به اهداف و تحقق سیاست های مورد نظر، استفاده صرف از قدرت نرم با قدرت سخت، موثر نیست و باید هوشمندانه، آمیزه ای از این دو قدرت را به کار برد. جوزف نای قدرت نظامی و اقتصادی(سیاست چماق و هویج در برابر دولتها و ملت ها) را قدرت سخت و قدرت فرهنگی، ارزشی و سیاست خارجی مشروع( ایجاد جذابیت و دستیابی به قلوب و اذهان دولت ها و ملت ها) را قدرت نرم می نامند. وی ایجاد هوشمندانه توازن میان قدرت نرم و قدرت سخت با مطابق بافت منطقه ای و جهانی را قدرت هوشمند می داند و بر این باوراست که راز موفقیت رهبران، در آمیختن هوشمندانه قدرت نرم و سخت در بافت های مختلف، نهفته است و این نوع به کارگیری قدرت، بهینه ترین نتیجه را برای رهبران سیاسی، در پی خواهد داشت. لازم به ذکر است که این کتاب در پنج فصل تنظیم شده است و فصول آن به ترتیب عبارتنداز: رهبری، رهبری و قدرت، مهارتهای رهبری، درک هوشمندانه بافت های مختلف و رهبران کارآمد و ناکارآمد.
در هرحال ناسل مفهوم جديدي از قدرت را پيشنهاد كرد و آن را قدرت هوشمند به معناي تركيب هوشمندانة قدرت سخت و نرم در مقابله با تهديدها عليه امنيت ملي نام نهاد. ناسل معتقد است كه توانايي‌هاي نظامي، اقتصادي، فرهنگي و ايدئولوژيك بايد در يك جهت هماهنگ شوند تا برآيند آن، تداوم برتري يك كشور را تضمین کند. هم چنین خانم ناسل معتقد است ترقی خواهان در حال حاضر یک فرصت تاریخی برای تغییر سیاست خارجی ایالات متحده در حدود یک برنامه بلند پروازانه خود را دارند.  قدرت بی نظیر ایالات متحده امریکا، عدم وجود جنگ قدرت بزرگ، ترس تحریک شده توسط ۱۱ سپتامبر که همچنان در حال وقوع است و تردید عمومی از نظامی گری دولت بوش، فضای باز سیاسی را برای جایگزینی رویایی در سیاست خارجی رئيس جمهور جدید را ایجاد کرده است. 
وی با خواندن قدرت هوشمند در قالب انترناسیونالیسم لیبرال می گوید:" باید به دنبال ارائه این قدرت به ارائه رهبری قاطعانه دیپلماتیک، اقتصادی، و نه کم، نظامی  برای پیشبرد طیف وسیعی از اهداف هم چون : خود مختاری، حقوق بشر، تجارت آزاد، حاکمیت قانون، توسعه اقتصادی، و حذف دیکتاتورها و سلاح های کشتار جمعی پرداخت.  برخلاف محافظه کاران، که در قدرت نظامی به عنوان ابزار اصلی کشورداری تکیه می کنند، برای انترناسیونالیست های لیبرال تجارت، دیپلماسی، کمک های خارجی، و گسترش ارزش های امریکایی به همان اندازه مهم است." (۳)
به نظر می‌رسد قدرت هوشمند مطرح شده توسط خانم ناسل، برآيند نقاط قوت و حذف نقاط ضعف دو قدرت سخت و نرم باشد كه معتقد به تقويت و هماهنگي تمام قوا براي تداوم و بهبود برتري امريكا در جهان است. آن چه در مقالة با خانم ناسل مورد توجه قرار گرفته، جايگزيني سياست جذب به جاي سياست جبر امريكا در صحنة بين‌المللي است. به بيان ديگر؛ امريكا به جاي اجبار و تحت فشار قرار دادن كشورهاي جهان از طريق خشونت يا حتي عدم خشونت كه موجب تضعيف محبوبيت و همچنين حس عدم اعتماد مي‌شود، در صدد جذب ملت‌ها با بهره‌گيري از تمام اهرم‌‌هاي موجود در زمان مقتضي است. ايشان در مقالة خود، به لزوم بازگشت ايالات متحده به سياست خارجة قرن ۱۹ خود؛ يعني ليبرال ناسيوناليسم كه طرفدار جهاني بودن جنگ و همچنين گسترش ليبرال دموكراسي در سرتاسر جهان بود، تأكيد كرده است. براي هدف گذاري درست در استفادة از هر دو قدرت، نياز به تبيين راهبردي به نام قدرت هوشمند داريم كه در راستاي راهبرد ملي و بين‌المللي خود از قدرت هوشمند، كه تجميعي از هر دو قدرت نرم و سخت است، به خوبي براي دستيابي به اهداف و منافع تعريف شدة خود برسيم. 
نظریه‌پردازان دیگری نیز در دهه‌هاي اخير، قدرت را با توجه به شاخص‌ها و معيارهاي متكثر آن مورد بررسي قرار دادند تا بتوانند زواياي مختلف را مورد كنكاش قرار داده، با يك مطالعه تطبیقی به قدرت مطلوب خويش دست يابند. "بارنس" در نظريه پردازي‌هاي خویش از کلمه جدید قدرت مرکب استفاده كرد و مدعي شد امر تأثيرگذار در زماني ايجاد و اعمال مي‌شود كه يك بازيگر از ابزار و نشانه‌هاي مختلف براي اعمال نفوذ بهره‌ گيرد. در چنين حركتي، موضوع قدرت نرم افزاري از اهميت بيشتري برخوردار شد، ماهيت قدرت تغيير يافت و ساختار قدرت منعطف‌تر شد.

قدرت هوشمند دکترین اوباما؟!
در دوران ریاست‌جمهوری بیل کلینتون، راهبرد قدرت نرم و پارادیم صلح بر سیاست‌خارجی امریکا در قبال مسایل بین المللی استوار بود. در این دوره بیل کلینتون تلاش نمود با ایجاد فضای صلح در منطقه فضا را برای گسترش فعالیت‌های اقتصادی و حضور امریکا فراهم آورد و از واگرایی و تنش میان دولت‌های منطقه جلوگیری به عمل آورد. در دوران بوش پسر با تهاجم نظامی امریکا به افغانستان و پیگیری رویکرد قدرت سخت عملاً سیاست خارجی امریکا دچار یک گذار پاردایمی شد و فضای منطقه به شدت امنیتی گشت. چرا که دولت بوش با حمله به دو کشور افغانستان و عراق، و پیگیرى دکترین یک جانبه گرایى و خروج از برخى معاهدات بین المللى یا نپیوستن به برخى دیگر و به حاشیه راندن سازمان ملل متحد در قبال چالش هاى بین المللى، عملاً نشان داد که بیشتر بر قدرت سخت تکیه دارد. اما واقعیت هاى عرصه بین المللى نشان داد که پیگیرى این رویکرد از سوى امریکا نه تنها چهرة این کشور را بهبود نبخشید و قدرت و نفوذ این کشور در عرصه هاى مختلف بین المللى افزایش پیدا نکرد، بلکه برعکس، چهره و نفوذ جهانى این کشور رو به افول گذاشت. 
اما در دوران باراک اوباما و تحت تأثیر عوامل متعدد منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای رویکرد ایالات متحده  به تحولات جهانی دچار تغییر شد. در این دوره اوباما از راهبرد قدرت هوشمند در سیاست خارجی خویش استفاده نمود. پس از پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ میلادی، بسیاری از ملت‌ها و دولت های جهان خوشحالی خود را از انتخاب وی ابراز کردند. با توجه به این مسأله، دولت اوباما به دنبال مسیری است که به جای ترس، خوش بینی را صادر کند؛ به جای یک جانبه گرایی، تکثرگرایی را دنبال کند؛ اجماع پذیری را جایگزین مشارکت گریزی کند و به جای عمل گرایی منفعت محور، عمل گرایی ارزش مداری را به ظاهر مدیریت کند. 
اوباما در مجله "فارن افرز"، که در جولای و آگوست ۲۰۰۷ منتشر شد مقاله‌ای با عنوان "احیای رهبری آمریکا" چاپ کرد و در آن خطوط کلی حرکت سیاست‌خارجی خود را بیان نمود. بر اساس این مقاله و هم چنین دیگر اظهار نظرهای وی و تیم او، حرف اصلی و اساسی آن ها در مناسبات بین‌المللی را در چند موضوع می‌توان خلاصه کرد؛ اول آن که سیاست‌های جرج بوش اشتباه بود و نباید آن را ادامه داد، دوم آن که امریکا ظرفیت و موقعیت رهبری جهانی را دارد و رهبری امریکا پدیده‌ای پایان یافته نیست و سوم آنکه رهبری امریکا در همراهی با دیگران میسر است و چهارم در به کار بردن ابزارهای مختلف برای تحقق رهبری امریکا، در کنار تقویت نیروی نظامی، دیپلماسی نیز مورد توجه خواهد بود. "هیلاری کلینتون" وزیر خارجه اسبق دولت اوباما نیز در شماره ماه دسامبر ۲۰۰۸ نشریه فارن افرز مقاله‌ای را با عنوان قدرت هوشمند به چاپ رساند که در آن مجددا بر اهمیت راهبردی قدرت هوشمند تأکید کرد. وی در آن مقاله سه عنصر کلیدی قدرت هوشمند را شبکه پایدار متحدین، که دیپلماسی در آن نهفته است، سازمان‌های بین‌المللی و ارزش‌های امریکایی عنوان کرده است.(۴)
این مسأله از نوعی تغییر در سیاست خارجی امریکا از نظریه های رئالیستی قدرت محور به طیف نظریات نئولیبرالیسم به همراه ترکیبی از نظریه های نئورئالیستی و نظریه های معنا محور هم چون تئوری های سازه انگارانه خبر می دهد که " الکساندر ونت "، " اونف " و "جان راگبی" از نظریه پردازان معروف آن هستند.بدین ترتیب، به کار گیری قدرت هوشمند توسط امریکا مستلزم توجه به نظریه های معنا محور، و شناخت صحیح و تعریف دقیق هویت ها ، منافع و رفتار سیاسی جامعه مخاطب و انگاره ها ، ارزش ها ، نمادها و باورهای حاکم بر آن جامعه است تا در بر گیرنده ترکیب منطقی در انتخاب قدرت هوشمند باشد.

تقابل یا تفاهم قدرت هوشمند و قدرت سخت؟
همان طور که اشاره شد قدرت هوشمند توانایی ترکیب قدرت سخت و نرم به یک استراتژی موفق است.  جوزف نای در تفسیر ارتباط قدرت سخت و نرم می گوید: "قدرت های سخت و نرم وابسته اند، چون هردو رویكردهایی برای دستیابی به هدف به وسیله تأثیر بر رفتار دیگران هستند. گاهی افراد به وسیله افسانه های شكست ناپذیری جذب دیگرانی می شوند كه قدرت فرماندهی دارند. گروگان های وحشت زده جذب گروگان گیران خود می شوند یا همان طور كه اسامه بن لادن در یكی از فیلم های ویدئویی اش گفت، وقتی مردم اسبی قوی و اسبی ضعیف را می بینند، طبیعتاً اسب قوی را دوست خواهند داشت. از سوی دیگر، گاهی قدرت سخت و نرم یكدیگر را تقویت می كنند و گاهی باهم تداخل می یابند. دیك چنی ، معاون رئیس جمهور سابق امریكا، نیز در پاسخ به حملات تروریستی القاعده به ایالات متحده استدلال می كرد كه پاسخ نظامی قدرتمند، آنها را از حمله های بیشتر می ترساند. بدون شك، قدرت سخت ارتش و نیروی پلیس برای رویارویی با القاعده لازم بود، اما استفاده فراگیر از قدرت سخت در حمله به عراق، تصاویر زندان ابوغریب و بازداشت های بدون حكم دادگاه رسمی در گوانتانامو به افزایش تعداد تازه سربازان تروریست كمك كرد و نبود عنصر قدرت نرم اثر بخش، به راهبرد پاسخ به تروریسم ضربه زد."(۵)
با تعدیل نقش قدرت نرم به نفع قدرت هوشمند در دوران ریاست جمهوری اوباما به نوعی یک رقابت و واماندگی نسبت به نقش قدرت سخت دیده شد به طوری که به نظر می رسد مسولین و روسای سیاست خارجی دموکرات کاخ سفید را به این نتیجه رساند که رویكرد قدرت هوشمند مستلزم تغییر در تفكر دولت ایالات متحده راجع به امنیت است. بر طبق این رویكرد امریكا همیشه دشمنانی خواهد داشت پس نمی تواتد از ابزار نظامی و تهدیدآمیز چشم پوشی كند. از این نظر، تجدید قوای ارتش پس از هشت سال جنگ ضروری است که توجه به قدرت نرم نیز ، ایالات متحده را قوی تر و راسخ تر می كند پس دولت امریكا باید راهی برای افزایش قدرت نرم خود پیدا كند و از دینامیزم های كه ریشه در جامعه مدنی و بخش خصوصی دارند، همگام با قدرت سخت و در یک جهت استفاده كند.
قابل ذکر است ایالات متحده چنین ترکیبی را نیز در دوران پس از جنگ سرد در نظر داشت، اما به نظر می رسد با توجه به عرصه تحولات بین المللی و شرایط ایجابی دوران گذار، سیاست خارجی ایالات متحده بر قدرت سخت به این دلیل که منبع مستقیم ترین و قابل مشاهده از قدرت امریکا است تمایل و تکیه بیشتری کند.
 هرچند ترویج دموکراسی، حقوق بشر و توسعه جامعه مدنی به بهترین وجه با لوله تفنگ به کار گرفته نشده است. اما این نکته نیز حائز اهمیت است که ارتش امریکا دارای یک ظرفیت عملیاتی قابل توجه است زیرا می تواند در انجام ماموریت هایش منجر به تصویر سیاست خارجی ایالات متحده گردد. علاوه بر این، حق اعمال قدرت نرم دشوار است زیرا بسیاری از منابع قدرت نرم امریکا را در خارج از دولت در بخش خصوصی و جامعه مدنی، در اتحاد دوجانبه، نهادهای چند جانبه، و تماس های بین المللی است.  هم چنین  نهادهای سیاست خارجی امریکا و یک فرآیند بین سازمانی مناسب برای توسعه و تامین مالی یک استراتژی قدرت هوشمند بدون در نظر داشتن قدرت سخت وجود ندارد. 
در هر حال شاید قدرت سخت و استفاده ار آن یک ابزار بازدارنده و در عین حال کمکی در جهت پیش برد قدرت نرم محسوب گردد. چرا که دیپلماسی و کمک های خارجی اغلب در زیر سایه حمایت قدرت سخت تامین می شود اما در استراتژی و دکترین اوباما تاحدودی به خصوص در اوایل دوره چهارساله اش نادیده و مورد غفلت قرار گرفته، و در بخشی به دلیل مشکل نشان دادن اثرات کوتاه مدت خود منتفی شده بود اما شرایط و تحولات چند سال اخیر حاکی از تحول در دکترین قدرت هوشمند مدنظر رئیس جمهور دارد چرا که اثر حملات تروریستی ۱۱سپتامبر صادرات ترس و خشم به جای ارزش های سنتی تر امریکایی ها هم چون امید و خوشبینی را موجب گشته و گوانتانامو به نماد قوی تری از مجسمه آزادی تبدیل شده بود و قدرت  سخت به تنهایی و بدون در نظر داشتن قدرت نرم به کار رفته بود.
در این رابطه در زمان تشریح و تبیین دکترین هوشمند نیز کمیسیون قدرت هوشمند CSIS اذعان کرده بود که تروریسم یک تهدید واقعی و به احتمال زیاد برای چندین دهه است، اما با اشاره به اینکه پاسخ بیش از حد به اقدامات تحریک آمیز افراط گرایان همیشه می تواند به ما کمک کند آسیب بیشتری نسبت به تروریست ها وارد کنیم، کمیسیون استدلال کرد که موفقیت در مبارزه علیه تروریسم به معنی پیدا کردن یک فرض مرکزی جدید برای سیاست خارجی آمریکا است که به جای تم فعلی جنگ با ترور.  تعهد به ارائه کالاهای عمومی جهانی می تواند در فرض جدید یا همان دکترین قدرت هوشمند ارائه گردد.
پس با توجه به موارد ذکر شده می توان فرض را بر عدم کارایی دکترین هوشمند مدنظر اوباما در چند سال تصدی گری بر ریاست کاخ سفید را داشت.شاید برای توجیه عدم شکست این دکترین بتوان گفت این تاکتیک در همه جای صحنه بین الملل به یک نتیجه خاص و هدف مورد نظر نرسیده و نمی توان از این نسخه برای تمامی تحولات عرصه بین الملل آن هم در شرایط گزار جهانی استفاده کرد اما آن چیزی که ملموس است عدم کارایی از دکترین قدرت هوشمند به عنوان استراتژی واحد در عمل امریکایی ها ست. چنانچه مواردی هم چون: کاهش بودجه وزارت امور خارجه آمریکا ، استعفای معاون دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه آمریکا، تعطیلی کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی آمریکا در سال۲۰۱۱ و اخیرا هم حمایت از اقتدارگرایی در خاورمیانه را در دو سال اخیر شاهد بودیم. که همگی این موارد با توجه به دلایل ذکر شده می تواند نشان از تحولات جدی در استفاده تاکتیکی و ابزاری جنگ سخت حداقل در مقام پشتیبانی از قدرت هوشمند دانست. 
در مجموع در حوزه‌های ساختاری و نهادی و همچنین در حوزه رفتاری وجه نرم قدرت هوشمند اوباما کمرنگ‌تر شده است. طبعاً از جمله پیامدهای این مسئله پررنگ‌تر شدن وجه سخت قدرت هوشمند اوباما بوده است. دخالت‌های امریکا در لیبی، تلاش در تداوم سلطه در مصر و تونس، حضور مستقیم و غیرمستقیم در تحولات سوریه، بحرین و ارائه استراتژی جدید نظامی و... مواردی است که حاکی از غلبه قدرت سخت یعنی استفاده از اجبار و تهدید در سیاست خارجی اوباما بوده است. 

نتیجه
با مطالعه و بررسی ویژه سیاست خارجی ایالات متحده دریافته می شود که با روی کارآمدن دولت دموکرات قدرت در آن کشور بر اساس قدرت هوشمند طراحی شده است. سیاستمداران امریکایی تلاش کرده‌اند با توجه به مقتضیات زمان و منافع ملی، از قدرت هوشمند استفاده کنند. جناح ها و احزاب سیاسی آن کشور برخی تمایل به قدرت سخت و برخی نیز به قدرت نرم دارند. احزاب دموکرات بیشتر به قدرت نرم تمایل دارند و احزاب جمهوری خواه به قدرت سخت. اما در عین حال، هر دو طیف در اجرای سیاست، علاوه بر پر رنگ کردن بخشی از قدرت به نوع دیگر قدرت هم توجه دارند. در حقیقت، از باز تولید و ترکیب دو قدرت مذکور، قدرت هوشمند پدید آمده است. شاید به تعبیری استفاده از "دیپلماسی چماق و هویج" در سیاست خارجی امریکا، نمودی از قدرت هوشمند باشد.
در مجوع می توان گفت گرچه لفظ قدرت هوشمند نسبت به قدرت های سخت و نرم در ظاهر از انعطاف بیشتری برخوردار است اما در واقع این استراتژی چیزی بهتر از رویکردهای قبلی نیست. و در عمل مشاهده شد که این قدرت با چرخش بیشتر به سمت قدرت نرم تا حدود بسیار زیادی از قدرت سخت غافل و درصدد تعدیل آن به سمت قدرت نرم را داشت که تحولات و عدم مدیریت درست اوباما در عرصه چند وقت اخیر تحولات جهانی موجب اصلاحاتی بر قدرت هوشمند گردیده به نحوی که سعی گشته جنبه سخت افزاری و ابزار گونه جنگ سخت را به موازت آن تقویت نمایند.
* مهدی قاسمی؛ کارشناس ارشد علوم سیاسی 
منابع:
1- huffingtonpost.com
2- bashgah.net
(Fri Mar ۱۴ ۲۳:۳۸:۴۵ ۲۰۱۴)

3- foreignaffairs.com
4- iras.ir
5- نای، جوزف .(۱۳۸۶)رهبری و قدرت هوشمند، تهران: موسسه مطالعاتی ابرار معاصر تهران،ص ۹۹-۷۸

اخبار مرتبط
ارسال نظرات