• آ یین و قواعد رزم سون تزو مشهور به " هنر جنگ سون تزو "
آ یین و قواعد رزم سون تزو مشهور به " هنر جنگ سون تزو "

تاریخ: پنجشنبه 18 تیر 1394//ساعت:19:17//گروه:امنیتی//زیرگروه:اخبار//شماره خبر:745

آ یین و قواعد رزم سون تزو مشهور به " هنر جنگ سون تزو "

کتاب :آیین و قواعد رزم سون تزو  مشهور به " هنر جنگ سون تزو "

ترجمه دکتر محمد هادی موذن جامی

نخستین ترجمه تطبیقی بر اساس متن چینی

ناشر : موسسه نشر شهر

سرفصل هاب کتاب :

فصل اول : محاسبه و طرح و نقشه

فصل دوم : برپا کردن جنگ

فصل سوم : طرح و تدبیر حمله

فصل چهارم : آرایش و آماده سازی

فصل پنجم : نیرو و انرژی

فصل ششم : نقاط ضعف و قوت

فصل هفتم : اقدامات انتظامی

فصل هشتم : متغییر های نه گانه

فصل نهم : پیشروی لشکریان

فصل دهم : عوارض و اشکال زمین

فصل یازدهم : انواع نه گانه زمین

فصل دوازدهم : حمله با آتش

فصل سیزدهم : استفاده از جاسوسان

پیوست : ایجاد کارت امتیازی متوازن با تجزیه و تحلیل "اس دبلیو او تی" و بکار گیری آیین رزم سون تزو در متدولوژی "کیو اف سی"

مقدمه:
«آيين و قواعد رزم سونتزو » ، بزرگترين اثر نظامي باستاني چين محسوب ميشود که در جهان تأثيرات گستردهاي داشته و دارد. تاکتيکهاي جنگي و افکار فلسفي تشريح شده در اين اثر در ابعاد نظامي، سياسي و اقتصادي مورد توجه عمومي قرار گرفته است
«
آيين و قواعد رزم سونتزو» در 2500 سال پيش به صورت کتاب درآمد. اين کتاب اولين اثر نظامي جهان است و در مقايسه با «تئوري جنگ» - اولين اثر نظامي اروپايي كه به قلم «كلاوز ويتس» نوشته شده - 2300 سال پيشتر تدوين گرديده است. ... ادامه مطلب 
نوشتن اين کتاب به «سونتزو» نسبت داده شده كه کارشناس بزرگ فن لشکرکشي و تدابير جنگي عصر سلسلههاي بهار و پاييز چين (770-476ق.م) و موسوم به حکيم نظامي است
زماني كه سونتزو براي دوري از آتش جنگ به کشور«وو» فرار کرد، پادشاه اين كشور از استعداد سونتزو بسيار قدرداني كرد و وي را به عنوان ژنرال خود منصوب نمود
از افتخارات سونتزو در مقام فرماندهي ارتش «وو» آن است که توانست با يک ارتش ۳۰۰۰۰ نفري، بر ارتش کشور «چو» با ۲۰۰۰۰۰ سرباز غلبه کند
سونتزو تجربيات جنگهاي سلسلههاي بهار و پاييز و قبل از آن را جمعبندي کرد و «آيين و قواعد رزم» را نگاشت. وي در اين کتاب سلسله قوانيـن نظامي و سيستم کامل تئوري نظامي را مطـرح كرد. با اين همه از نام واقعي «استاد سون» (سونتزو) اطلاع دقيقي در دست نيست.
آيين و قواعد رزم سونتزو، با بيش از 5000 كلمة چيني (پيکتوگراف)، به 13 فصل تقسيم ميشود و هر فصل يک نظرية اصلي دارد. براي نمونه، در فصل نخست با عنوان «محاسبه و طرح نقشه»، علل برپايي جنگ و روابط جنگ با سياست و اقتصاد عميقاً تشريح شده است
او در اين فصل يادآور شده كه « نتيجة جنگ منوط به پنج عامل اساسي؛ يعني دكترين يا تائو، آب و هوا و موقعيت جغرافيايي، فرماندهان ارتش، روش و قانونمندي است.»  
وي در اين فصل، بر اهميت محاسبات نظامي يا آنچه امروز «برآورد وضعيت» يا «ارزيابي اطلاعات استراتژيك» ناميده ميشود، تأكيد کرده و در فصل پاياني از اهميت اقدامات اطلاعاتي سخن گفته است
او به مخاطب نظامي تذکر داده است که آنچه امكان دستيابي به نتايج غيرعادي و شگفتآور را براي فرمانروايي روشنبين و فرماندهاي لايق، شايسته و با حزم و احتياط تأمين ميكند، فقط و فقط اطلاعات پيش از موعد و پيشرس است؛ چيزي كه من از آن به «پيشدستي اطلاعاتي» تعبير ميكنم. درعين حال او به نوعي ضرورت و الزام مضاعف، عقيده و آگاهي كامل داشت كه يكي تفكيك و طبقهبندي اخبار و اطلاعات و ديگري عمليات اطلاعاتي بهصورت چند ردهاي است
در فصل دوم با عنوان «برپا كردن جنگ»، سونتزو از چگونگي انجام جنگ سخن گفته و در فصل سوم با عنوان «طرح و تدبير حمله»، چگونگي حمله به دشمن را شرح داده است.
سونتزو طرفدار آن بود که تا حد امکان و با هزينة هرچه کمتر، به پيروزيهاي هرچه بزرگتر دست يابد. براي رسيـدن به اين هدف وي بر حيلههـاي جنگي تأکيد ميکرد
به باور سونتزو «تصرف كشور بهطور كامل و دستنخورده و اسارت دشمن بدون كشتن او بهتر است و اوج برتري نظامي، شكست مقاومت دشمن بدون جنگ است، نه پيروزي در همه نبردها.» 
در آيين رزم سونتزو کلمات و آموزههايي را مييابيم که از عمق انديشه و غناي فرهنگ چيني حکايت ميکند. براي نمونه: «اگر خود و دشمنان را بشناسيد، خوب نبرد ميکنيد و شکست نميخوريد.» كه اين سخن زبانزد عامة چينيها شده است.
ميتوان گفت که سونتزو اين کتاب را برمبناي انديشهاي ديالکتيکي و با تکيه بر شناخت و تبيين دوگانهاي فرهنگي پديد آورده است. سونتزو سلسله تضادهاي مربوط به جنگ؛ از قبيل «دشمن/ خودي»، «مهمان/ ميزبان» يا مهاجم و مدافع، «کم/ زياد»، «قوي/ ضعيف»، «حمله/ دفاع»، «پيروزي/ شکست» و «سود/ زيان»، شرايـط تغيير آنها و نيز راهبـردها و تاکتيـکهاي جنـگي منـاسب را تبييـن کرده است
ساختار ديالکتيکي معرفت چنان که در اين کتاب بازتاب يافته، تأثير بسزايي در رشد و توسعـة فلسفة چين گذاشته است. تدابير جنگي که در آيين رزم سونتزو بيان شده است، در طول اعصار و قرون متمادي از سوي فرمانداران نظامي چيني و جز آنها مورد استفاده قرار گرفته و در قلمرو تئوري نظامي جهاني تأثيرات گستردهاي بر جاي گذاشته است.
اين کتاب به 29 زبان از جمله انگليسي، روسي، آلماني، ژاپني، عربي و فارسي ترجمه شده و در سراسر جهان دهها هزار نسخه از آن به چاپ رسيده است. دانشکدههاي نظامي برخي از کشورها اين کتاب را متن درسي قرار دادهاند. گفته ميشود که در دوران جنگ خليج فارس در سال 1991، دو طرف جنگ، آيين رزم سونتزو را مورد مطالعه و بررسي قرار دادند تا از انديشة نظامي وي استفاده کنند
«
آيين رزم سونتزو» در ابعاد اجتماعي و تجاري نيز مورد استفاده عمومي قرار گرفته است، چنان که بسياري از مديران و تاجران در مديريت سازمانها و امور بازاريابي از انديشة سونتزو استفاده کرده و ميکنند.
 
مؤلف «آيين و قواعد رزم» رسالة خود را در دوراني نوشته است كه ارتشها با وجود نفرات زياد، به خوبي سازمان يافته بودند. اشاره او به «صد هزار سرباز جوشنپوش» در فصل دوم کتاب، مؤيد اين مطلب است. با اين حال، وجود چنين ارتشهايي در چين پيش از500 ق.م شناخته نيست.  
از آنجا که در كتاب از سوارهنظام سخني به ميان نيامده است، ميتوان نتيجه گرفت که كتاب پيش از تشكيل سوارهنظام در ارتش چين؛ يعني بين سالهاي 400 -320 ق.م نوشته شده است.  
قرينة ديگري که اين تخمين زماني را تقويت ميکند، نام بردن از «كمان فنردار» است كه اختراع آن توسط چينيها به آغاز قرن 4 پيش از ميلاد باز ميگردد.  البته بايد دانست كه آهن از500 سال پيش از ميلاد مسيح در چين شناخته شده، ولي فوقالعاده گرانبها و كمياب بوده است
بزرگترين دغدغة فكري مؤلف، حسن رابطة بين فرماندة ارتش و فرمانرواست كه نشاندهندة اهميت استحكام قدرت و اقتدار نظامي فرماندة حرفهاي نزد اوست.  با اين وجود، مؤلف در فصل هشتم تأكيد ميكند كه وقتي فرماندهي به يك ژنرال واگذار شد، او مجبور به اطاعت كوركورانه از مافوق نيست، بلكه بايد برحسب مقتضيات و موقعيت عمل نمايد. اين نگاه مؤلف مغاير با آموزههاي سنتي نظاميگري و به نوعي هماهنگ با پارادايم يا ديدمان «اقدام اقتضايي»؛ از جديدترين نظريات در مديريت استراتژيك است
به باور مؤلف، تنها چيز ثابت در جنگ، «متغير بودن دائمي اوضاع و احوال» است. چيزي كه ذات استراتژي را تشكيل ميدهد، همين «تغيير» و گردش در پارادايم «حريف/دشمن» و اهميت غلبه بر دشمن با فريب يا اغفال يا روشهاي ديگر است.

زمينههاي فلسفي و خاستگاههاي فرهنگي نظاميگري در چين باستان
در نگاهي گذرا، چارچوب و زمينههاي فلسفي نظاميگري در چين باستان را ميتوان در محورهاي زير خلاصه کرد :
1.
خردگرايي: خردگرايي از ارکان اولية انديشة سياسي، اخلاقي و نظامي در چين باستان محسوب ميشود. «وجه بارز فلسفة چيني در اين است که به جاي پارسايان و ادب پارسايي، گفتگو از خردمندان و خردورزي است.» اين نگرش به ويژه در آراي لائوتزو و کنفوسيوس به وضوح ديده ميشود. سونتزو تحت تأثير چنين نگرشي، در پي عقلاني کردن ستيزه و جنگ است.
2.
انسانگرايي: خردگرايي چيني باعث شده است که به «انسان» بهايي دو چندان داده شود. در اين نگاه، انسان موجودي است که سرشتي نيک دارد و در زندگي و صحنة عمل نيز بايد بکوشد سرشت نيک خود را بروز دهد و تحقق بخشد.  پيداست که نتيجة عملي چنين نگاهي به انسان و سرشت کريمانهاش، آن است که براي اصلاح امور انساني پيش از خشونت و جنگ به روشهاي مسالمتآميز توجه ميشود
3.
عملگرايي: در نگرش و انديشة چيني هدف و مطلوب نهايي، به دست دادن «دريافتي از هستي و جايگاه انسان در آن» نيست که هدف اصلي مشخص کردن «مسير زندگي انسان» است. همين امر باعث توجه به عمل و عملگرايي در طرز تفکر چينيها شده است.
4.
اخلاقگرايي و نفي ستيزهجويي: چين در دورههايي از تاريخ خود، بهويژه در دوران ملوکالطوايفي، با هرج و مرج شديد و بحرانهاي سياسي و اجتماعي مواجه بوده است. متفکران چين باستان اغلب، ريشة اين آشفتگيهاي اجتماعي و سياسي را در بسامان نبودن اخلاقيات در جامعة چين ميدانستند؛ و از اينرو با بسط آموزهها و تعاليم اخلاقي در بازسازي نظام اخلاقي جامعة خود اهتمام فراوان کردند
براي نمونه کنفوسيوس بر پاکي قلوب، پرورش نفس، پرهيز از ستيز و ... تأکيد كرده و پيش از او «لائوتزو» گفته است: «اگر ستيزه نکنيد، هيچکس در جهان نخواهد توانست با شما ستيزه کند و... .» اين آموزهها در اخلاقي و هدفمند کردن جنگ و ستيز در انديشة نظامي چين تأثير بسزايي داشته است.
5.
توجه به سنت و گذشتهگرايي: سنتگرايي و تأکيد برگذشته، البته گذشتة درخشان، يکي از ويژگيهاي مهم انديشه و نگرش چيني به ويژه نگرش کنفوسيوسي در طول تاريخ چين بوده است. به دليل همين روحية نگاه به سنتهاست که انديشههاي نظامي سونتزو و آراي سياسي کنفوسيوس و ... هنوز هم در چين مورد توجه هستند.
6.
اولويت انسان بر سلاح و عقل بر ابزار: در انديشة چيني از همان آغاز با توجه به تأکيد بر انسانگرايي و خردگرايي، انسان بر سلاح مقدم است؛ يعني آنچه اصل و تعيينکننده است، به ويژه در ميدان جنگ، انسان است نه سلاح. همين امر به برتري عقل و تدبير بر ابزار انجاميده است. لذا اصل اساسي در عمل، تدبير و کاربرد عقل است و استفاده از ابزار در رديف دوم قرار ميگيرد. اين دو مسئله در انديشة سونتزو به نحو بارز و آشکاري مطرح شده است
به علاوه با چنين تفکري، جنگ خود تبديل به ابزار ميشود نه هدف؛ جنگ در چارچوب سياست به يک ابزار سياسي و شايد آخرين ابزار تبديل ميشود که خود هدفي برتر دارد. البته اين هدف، در انديشة سونتزو «پيروزي کامل» ناميده ميشود.
7.
انديشه دفاعي: چينيها ملّتي هستند که در حيات تاريخي خود نوعي سياست مبتني بر انزوا و درونگرايي را نسبت به بسياري از ملتهاي ديگر مورد توجه قرار دادهاند. برهمين اساس، مسئلة اصلي براي آنها همواره حفظ خود و سرزمين خود بوده است، لذا استراتژي عمدة آنها را استراتژي دفاعي تشکيل ميدهد
ساخت ديوار چين نمونة روشن اين نوع استراتژي دفاعي است که در واقع حالتي انفعالي دارد؛ يعني نوعي راهحل مبتني بر صلح و آرامش و پرهيز از خشونت براي حل مسئلة نظامي است. اين ديوار که احتمالاً در سدة سوم پيش از ميلاد توسط سلسلة حکومتي «چي ين» تکميل شده، سدّي در مقابل تجاوزات بيگانگان محسوب ميشده است. به علاوه بسياري از شهرها نيز داراي ديوار و برج براي محافظت از شهر و جلوگيري از ورود بيگانگان به آنها بودهاند.
8.
توجه به علوم و فنون: دانشمندان چيني براساس متون و يادمانهاي تاريخي خود، معتقدند دانشهايي چون نجوم، رياضيات، فيزيک، شيمي و همچنين اسلحهسازي در اين کشور از دوران گذشته رايج بوده است. براي نمونه در نجوم، قديميترين گزارش آنها در سال 613 ق.م دربارة ستارة دنبالهدار «هالي» ثبت شده است. توليد آلياژها، ساختن کشتي، قطبنما، کورههاي ذوب فلزات و ... نيز حاکي از پيشرفت علوم و فنون در چين قديم است
همچنين نقشهاي مربوط به سلسلة هان (Han) حدود سالهاي 202 ق.م تا 220م. به جاي مانده است که يکي از پادگانهاي ارتش را نشان ميدهد و مربوط به 2100 سال پيش است. برخي اين نقشه را قديميترين نقشة نظامي کشف شده دانستهاند .
9.
احساس وفاداري به حاکمان: اين مسئله به ويژه در دوران ملوک الطوايفي به وضوح ديده ميشود. احساس وفاداري فرزندان نسبت به پدر، افراد قبيله نسبت به ريشسفيد يا بزرگ قبيله، مأموران و ساير مردم نسبت به امپراتور که فرزند آسمان تصور ميشد، يكي از مهمترين اصولي بوده است که نظام سياسي و بالطبع نگرش نظامي چينيها برآن مبتني بوده است.
10.
نفي فساد و غارتگري: »آيين و قواعد رزم» در دورهاي از تاريخ چين )دورة حکومتهاي ملوک الطوايفي) پديد آمده است که اين کشور با نابسامانيهاي سياسي، اجتماعي و فسـاد اداري گسترده دست به گريبـان بوده است. در چنين فضايي، جهتگيري مکاتب سياسي و فلسفي و نيز انديشة نظامي اين دوران بهسوي نفي وضعيت موجود و نفي فساد، بيداد و غارتگري حاکمان و شاهزادگان بوده است. اين جهتگيري به وضوح در کتاب» آيين و قواعد رزم سونتزو» بازتاب يافته است.

 بازتاب انديشه هاي فيلسوفان چيني در «آيين رزم» سون تزو انديشههاي فيلسوفان چيني؛ نظير کنفوسيوس، لائوتزو و ديگران، در انديشه و تدوين «آيين و قواعد رزم» بازتاب روشني داشته است؛ به ويژه که سونتزو از نظر زماني فاصلة چنداني با کنفوسيوس و ساير انديشمندان اين دوران ندارد و با برخي از آنها چون «موتزو»، «منسيوس»، «يانگ چوي»، «چوانگ تزه» و ... معاصر بوده است. جز خطوط اصلي فلسفة چين باستان که ذکر آن گذشت، اصول معرفتي ديگري هم بودهاند که بر انديشة سونتزو تأثير داشتهاند كه عبارتند از:
1.
اصل احياي روزگار باستان: يکي از اصول مکتب کنفوسيوس، توجه به سنتها و گذشتة چين است؛ زماني که هنوز سازمان اجتماعي اين کشور مضمحل نشده و نظم سياسي آن فرو نپاشيده بود، انديشمندان چيني عمدتاً دنبال اين بودند كه با توجه به گذشتة درخشان چين، آن را احيا نمايند. اين جهتگيري را در آراي سونتزو نيز ميبينيم. سونتزو با راهکار نظامي در پي احياي عظمت و اقتدار سياسي چين باستان است.
2.
نقش تعليم و تربيت در جامعه و نگرش چيني: انديشمندان چين به درستي باور داشتند که راه رسيدن به فضايل و گذشتة درخشان چين از مسير تعليم و تربيت ميگذرد. از منسيوس نقل است که «قوانين نيکو به خوبي آموزش نيکو بر مردم دست نمييابند». چنين نگرشي، در زمانة بحران اجتماعي و سياسي چين است که سونتزو را به اهتمام در حيطة آموزش امور نظامي برميانگيزد.
3.
نظم و سلسله مراتب قدرت: در انديشة شرقي و نيز چيني اعتقاد بر اين است که در سراسر جهان نظم وجود دارد و هر چيز در جهان هستي در جاي خويش قرار گرفته است. اين نظم و رتبهبندي بايد در روابط ميان انسانها نيز رعايت شود. چنين انديشهاي در جامعه، به ضرورت تقسيم کار اجتماعي و سلسله مراتب ميانجامد که جايگاه نظاميان و ارزش آنها را در جامعه مشخص ميکند و آنها را به عنوان حافظان نظم و امنيت مطرح مينمايد.
4.
اصل «لياقت»: اين اصل بيانگر سپردن هر کار به فردي است که لياقت و شايستگي آن را دارد و به طور كلي در انديشة چيني و به ويژه در مکتب کنفوسيوس از جايگاه مهم و ارزشمندي برخوردار است. کنفوسيوس در اين مورد گفته است: «بگذار تا اسير، اسير باشد و پدر، پدر و فرزند، فرزند ...» از چنين اصلي ميتوان نتيجه گرفت که نظامي، بايد نظامي باشد و در واقع، فرمانده بايد فرمانده باشد
سونتزو که خود از نظاميان و فرماندهان برجسته بوده، معتقد است که ادارة جنگ و امور نظامي مملکت را بايد به فرماندة نظامي لايق و کاردان سپرد. به تعبير او وقتي که افراد، نيرومند و مصمم اند، ولي افسران ضعيف و ناتوانند؛ چنين ارتشي نافرمان است. « اگر سربازان قوي و افسران ضعيف باشند، نتيجة آن مسامحه و نافرماني است. اگر افسران قوي و سربازان ضعيف باشند، نتيجة آن وخامت اوضاع است.» (فصل 01، ص 511)
5.
لزوم داشتن قدرت و ارتش نيرومند: اين اصل، مهمترين اصل کنفوسيوسي است که بر انديشة نظامي سونتزو تأثير قابل توجهي گذاشته است. از نظر کنفوسيوس، نظم تنها با قدرت به دست ميآيد، پس بايد هم سلسله مراتب وجود داشته باشد و هم قدرت و توان: «گوهر فرمانروا چون باد است و گوهر عامة مردم چون گياه. چون باد بر گياه بوزد، گياه خم ميشود.» بنابراين ضرورت حفظ نظم، سلسله مراتب، وجود قدرت و ارتش قوي و نيرومند بازتابي از ديدگاههاي پيشين در آيين رزم سونتزوست.
6.
جايگاه و اهميت عقل و منطق: اين مسئله بايد از مکاتب موئيسم (موتزو) و کنفوسيوس، همچنين منسيوس، انديشمند معاصر سونتزو، وارد انديشه سونتزو شده باشد و برهمين اساس سونتزو در پي عقلاني و منطقي کردن «جنگ» بوده است.
7.
جايگاه و اهميت جنگ: هرچند در اين باره بسياري از فلاسفة چيني يا کمتر بحث کردهاند يا به آن بهاي چنداني ندادهاند، در زماني نزديک به روزگار حيات سونتزو، يکي از فلاسفة بزرگ کنفوسيوسي به نام «منسيوس» معتقد است نه تنها جنگ به گاه خود و با اهداف صحيح، بيفايده و بينتيجه نيست، بلکه ترک جنگ در چنين شرايطي باعث خرسندي سودجويان و عامل تباهي جامعه است:
«...
اگر از منظر سود بنگري و شاهان امارات چين و امارت چي را اندرزدهي و آنان هم محض سود خود از حرکت ارتشهايشان جلوگيري كنند، آنگاه همة کساني که به آن ارتشها تعلق دارند، از قطع [جنگ] خرسند خواهند شد و خوشي خود را در سودجويي خواهند يافت ... اما هيچگاه چنين [وضعيتي] نبوده است، مگر آنكه تباهي به بار آورده باشد
جز اينها، در مورد تأثير استراتژيستها بر انديشة سونتزو از دو نفر ديگر، يکي «لائو زي» يا «لائوتزو» و ديگري «زو هان سي» هم سخن گفتهاند. البته از اين دو انديشمند نظامي اثري برجاي نمانده، ولي آنچه مسلم است؛ اين است که آنها قبل از سونتزو زندگي ميکرده و در خصوص مسائل نظامي صاحبنظر بودهاند.


 زمانه و زمينة پيدايي «آيين رزم»جنگ تا حدود سال500 پيش از ميلاد در جهتي تقريباً آييني و مذهبي جريان داشت و جنگهاي فصلي در چارچوب قواعدي كه همگان پذيرفته بودند درميگرفت؛ لذا در فصول كشت يا درو و برداشت محصول، شروع جنگ بهطور كلي ممنوع بود و در سرماي شديد زمستان و گرماي طاقتفرساي تابستان جنگ نميشد و در رزم به فردي كه پا به سن گذاشته بود، ضربت نميزدند و تعقيب دشمن زخمي ممنوع بود
پادشاه جوانمرد، از قتلعام شهرها و كمين زدن و در تله انداختن دشمن و حاضر به كار نگهداشتن ارتش پس از سپري شدن فصل مناسب، خودداري مينمود و تن به فريب و اغفال نميداد ، اما كمكم جنگ شكل سبعانهتري به خود گرفت.

سونتزو، در دورهاي  ميزيست که امپراتوري چين متلاشي شده؛ و دورة حکومتهاي متعدد ملوک الطوايفي و ايالتهايي بود که دائماً در حال جنگ با يکديگر بودند. آشفتگي و نابسامانيهاي اجتماعي و سياسي اين دوره، تغييراتي بزرگ در امور نظامي ايجاد كرد كه عبارتند از:
1.
حالت اخلاقي و انساني جنگها که از پيش مطرح بود، از بين رفته بود. جنگها که در آغاز عمدتاً براي دفاع و دفع خطرات و تهديدات صورت ميگرفت، به جنگهاي تجاوزطلبانه تبديل شده بود. به علاوه اهداف جنگ، غيرانساني و شامل کشتار، غارتگري و چپاول ميشد و قتل و غارت شايع و رايج بود. سبعيت و انهدام نيروهاي طرف مقابل، طولاني شدن زمان جنگها، خونريزيهاي شديد و زياد و ... از ويژگيهاي جنگ در اين دوران است.
2.
جنگها از حالت خاص که از سوي اشراف و سرداران نظامي صورت ميگرفت، خارج شده و به حالت عمومي و همگاني براي «رقابت در خونريزي» تبديل شده بودند و همه مردم ايالتها جنگجو و نظامي تلقي ميشدند.
3.
وضعيت ارتشها و نيروهاي نظامي دگرگون شده بود. ارتشها عمدتاً موقتي، ناپايدار و بيخاصيت بودند، اين درحالي است که از همين زمان به تدريج ارتشها به سوي دائميشدن پيش ميرفتند. براي مثال، مترجم انگليسي اثر سونتزو در مقدمهاش چنين مينويسد: «هولو، پادشاه ايالت"وو"، گروههاي نظامي را براي هفت سال تمرين ميداد و آنها را آماده ميساخت.» 
در اين دوران حجم ارتشها نيز گسترش يافت. ميگويند در زمان سونتزو ارتشهاي بيش از صد هزار نفري وجود داشت که عمدتاً بيبرنامه و آموزش و فاقد شرايط نظامي و رزمي بودند و نياز به برنامهها و دستورالعملهاي هدايتي جديدي داشتند.
4.
امور نظامي و جنگ به عنوان بخشي از سياست مبتني بر قدرت و زور مورد توجه قرار ميگرفت. علت اين امر اين بود که در چين آن روزگار، برخلاف سابق، به دليل جنگهاي متمادي و اوضاع آشفته، سياست تبديل به قدرتطلبي شده بود. لذا جنگ که جزء جدانشدني سياست قدرتطلبي آن روز بود، براي کشور پديدهاي بس مهم و موضوعي بسيار حياتي شده بود که قلمرو مرگ و زندگي و راه بقا و فنا، معلول و وابسته به آن بود.
کتاب « آيين و قواعد رزم» اثر معروف سونتزو در چنين زماني و با هدف اصلاح امور نظامي جامعة چين و ايجاد وحدت و تشکيل دولت مقتدر و مقابله با بحران سياسي نظامي موجود به نگارش درآمد
وضعيت بحراني زمان سونتزو، احساس مسئوليت همراه با درك و بينش عميق وي، علاقة او به ايجاد وحدت و اتحاد در چين، ضرورت ارائة طرحهاي جديد در مورد فرماندهي، رهبري نيروها در جنگ و استفادة مطلوب از آنها باعث شد که وي دست به نگارش اثري بزند که هنوز از آن به عنوان يکي از آثار برجستة انديشه نظامي و استراتژي ياد ميشود.
 
بررسي مؤلفههاي اساسي انديشة نظامي سونتزو
برخي از مؤلفههاي اساسي انديشة نظامي سونتزو به قرار زير است:
1.
نظاميگري و جنگ، عقلانيت و قانونمندي: از ديدگاه سونتزو جنگ، موضوعي عقلاني، منطقي و يک واقعيت يا پديدة اجتماعي قانونمند است. جنگ امري ضروري، اجتنابناپذير و واقعيتي غيرقابل انکار، امري منظم و زاييدة نظم است؛ زيرا از فکر و انديشه نشأت گرفته است و به همين دليل داراي اهميت اساسي است
نظامي گري (و آيين رزم) اهميتي حياتي و فراوان براي كشور دارد. اين امر ميدان اساس مرگ و زندگي و راهي ميان بقا يا نابودي است و بايد (دقيقاً) مورد بررسي قرار گيرد (تا هيچ امري مورد اهمال واقع نشود.) (فصل 1، ص39
از اين ديدگاه، نظاميگري و  جنگ نه يک امر عادي که عملي آگاهانه و عقلاني است که بايد از چنين بُعدي مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد؛ زيرا پديدهاي عارضي نيست، بلکه عملي اجتماعي، آگاهانه و واقعي است که نتيجة شعور، درک و انديشة انسان صاحب عقل است و نياز به طراحي، برنامه و تجزيه و تحليل منطقي دارد
بر اين اساس نتيجه ميگيريم: «جنگ مسلحانه، يك بيترتيبي و عارضة زودگذر نيست، بلکه عملي است که بهطور دانسته و عمدي و از روي فکر و شعور مرتباً تکرار ميشود، بنابراين شايسته است که در معرض تجزيه و تحليلي منطقي و حسابگرانه قرار گيرد.» 
بايد دانست که از ديدگاه سونتزو، جنگ به ويژه در دو شرايط، حياتي و ضروري است: الف. وقتي که جنبة تدافعي دارد؛ ب. وقتي دولت از درون، از هم پاشيده است و سعي بر ايجاد وحدت و انسجام در کشور باشد.
2.
جنگ و سياست و اجتماع: سونتزو جنگ را يک امر عقلاني و جايگاه آن را درون «سياست» قرار ميدهد. «کلاوز ويتس» نيز همين راه را طي کرده است. از ديد او جنگ يک ابزار عقلاني سياسي است که در پايان سياست قرار ميگيرد. بنابراين جنگ، ادامة سياست و ابزار دولت است؛ هرچند در اين نگاه بقاي دولت نيز بدان وابسته است
جايگاه نظاميان نيز به عنوان مجريان فرامين سياستمداران مشخص ميگردد. از اين بُعد سونتزو دو نوع استراتژي را از هم جدا ميکند. استراتژي در سطح کلان که به سياسيون تعلق ميگيرد و همان استراتژي ملي است و استراتژي در سطح خُرد (سطح نظامي) که به فرماندهان نظامي تعلق ميگيرد
سونتزو استراتژي نظامي را تابع استراتژي سياسي و ملي قرار ميدهد و وظيفة هر يک از آن دو را در جنگ مشخص ميسازد. براي نمونه فصل اول کتاب خود را با اين جمله شروع ميکند: «نظاميگري اهميتي حياتي و فراوان براي كشور دارد؛ يعني جنگ موضوع حياتي كشور و دولت است
از سوي ديگر چنانکه گذشت، جنگ يک ابزار است؛ ابزاري سياسي براي حکومت. هدف اين ابزار رسيدن به پيروزي يا موفقيت است، ولي اگر پيروزي به بار نيايد فاجعه صورت گرفته؛ زيرا هدف جنگ تحقق نيافته است.
سونتزو سعي دارد جايگاه واقعي قدرت نظامي را در سياست مشخص كند و ارتباط اين بخش را با ساير بخشهاي قدرت سياسي مورد بررسي قرار دهد. از ديد او وظايف سياسيون و نظاميها در جنگ مشخص است. سياسيون، فرماندهي عالي جنگ و ادارة کلي و بکارگيري ارتش را در جهت تأمين اهداف ملي بر عهده دارند، ولي ادارة داخلي جنگ، عمل در جنگ و نحوة برخورد با دشمن بر عهدة سرداران و نظاميان است
در نگرش سونتزو نيروي نظامي، مجري نظام سياسي قلمداد ميشود، لذا براي موفقيت يک کشور و همچنين رسيدن به پيروزي، پشتيباني و پيروزي نيروي نظامي از نظام سياسي بايد بي قيد و شرط باشد. او ميگويد:
او ميگويد «فرمانده، ديوار دفاعي (و دژ) ملت است، اگر اين دژ دور تا دور ملت را بگيرد (و كامل و استوار باشد) كشور قوي خواهد بود و اگر معيوب باشد، كشور ضعيف خواهد شد» (فصل 3، صص 75 - 65).
از ديد سونتزو، جنگ فرآيندي گسترده است که بخش عمدة آن سياسي است و در سطح وسيع دو کشور صورت ميگيرد و تنها بخشي از آن نظامي است که در ميدان جنگ تحقق مييابد. سونتزو آورده است:
«
يك جنگاور كاردان و ماهر (در امور نظامي) سربازان دشمن را بدون جنگ وادار به تسليم ميكند و بدون محاصره، شهرهايشان را به تصرف درميآورد و حكومت آنها را بدون درگير شدن در عمليات (نظامي) طولانيمدت، سرنگون ميكند» (فصل 3، ص 65).
طبيعي است که نتيجة مستقيم چنين ديدگاهي،  پيريزي استراتژي جنگ برمبناي کسب موفقيـت و پيروزي با کمترين هزينه و تصرف سرزمينهاي دشمن بدون ويرانگري است:
«
بهطوركلي از نظر قواعد نظاميگري (و آيين رزم)، تصرف كامل و دست نخوردة يك كشور بهتر از ويران كردن آن است. به غنيمت گرفتن ارابهها بهطور سالم نيز بهتر از درهم شكستن آنهاست و به اسيري گرفتن يك گردان يا يك جوخة پنج نفره (حتي) يك سرباز سالم هم بهتر از نابودكردن آنهاست. كسب صد پيروزي در صد نبرد اوج برتري و مزيت نيست، اوج برتري (نظامي) شكست مقاومت دشمن بدون جنگ است.» (فصل 3، ص 55)
«
هدف همة نيروها بايد (تصرف) جهان باشد و با ادامة نبرد تا انتها، پيروزي كامل ميشود ؛ اين است قاعدة طرح و تدبير حمله» (فصل 3، ص 75).
«...
جنگ به شرط پيروزي ارزش دارد، اما اگر زمان دستيابي به آن بيش از اندازه گردد، سلاحها كند (ناكارآمد) و افراد دلسرد و ناراضي و متعاقباً نااميد و بسيار خسته ميشوند. (در نتيجه) هنگام حمله به شهر قدرت ندارند و پذيراي شكست خواهند شد. طولاني شدن درگيري براي كشور سودي ندارد» (فصل 2، ص 84).
چنان که پيداست اين ديدگاه بر عوامل اجتماعي، قدرت نظامي و سياسي و ايجاد اختلاف در نيروهاي دشمن تأکيد بيشتري دارد تا بر رزم و رويارويي با دشمن؛ به ويژه آنگاه که به هزينههاي لشکرکشيها ميانديشد، به اين مسئله توجه دارد که «مردم در اثر ضرورتهاي ناشي از حمل و نقل و لشکرکشي از پاي درخواهند آمد
نکتة بعدي اين است که سونتزو جنگ را به عنوان فرآيندي سياسي اجتماعي ميبيند و بدينسان آن را با محيط سياسي اجتماعي زمان خود پيوند ميدهد. اين مسئله به ويژه در مورد امور اقتصادي و نقش آن در جنگ اهميت شاياني مييابد:
«
وقتي کشوري در اثر عمليات نظامي فقير و تنگدست ميشود، علت آن است که قيمت تمامشدة حمل و نقل در مسافتي طولاني، فرستادن تدارکات و آذوقه به نقاط دوردست بسيار زياد است و نتيجة همة اينها آن است که ملت به فلاکت و تنگدستي ميافتند و ارتش به هرجا که قدم ميگذارد، قيمتها افزايش مييابد ...»
« (
در اثر عمليات جنگي و مخارج آن، خزانه تهي ميشود و) فقر خزانة حكومت، موجب (لزوم) حمايت از ارتش با شركت (مردمان) مناطق دوردست ميشود و شركت آنها (براي ارسال آذوقه و تأمين جبهه) موجب فقيرتر شدن مردم ميگردد
از سوي ديگر، نزديك شدن ارتش (به هر منطقه) سبب افزايش قيمتها ميشود و قيمتهاي بالا، دارايي مردم را تحليل ميبرد» (فصل 2، ص 94).
3.
مؤلفههاي رواني و اجتماعي در امور نظامي: يکي از ابعاد و نوآوريهاي نظامي انديشة سونتزو، توجه خاص به تأثير عوامل رواني و اجتماعي در جنگ و امور نظامي است. به اعتقاد سونتزو، بکارگيري صحيح عوامل رواني، فکري و اجتماعي نيروها يکي از مهمترين عوامل کسب پيروزي است:
«
قواي روحي و استعداد فکري انسان، عواملي هستند که چنانچه در هنگام جنگ بهطور صحيح و درست مورد بهرهبرداري قرار گيرند، بيشك نتيجة جنگ، جز پيروزي قطعي چيز ديگري نخواهد بود ...»
«...
در سحرگاهان روحية افراد بالاست، اما در طي روز روحية آنها سست ميشود و در شامگاهان افكارشان به سوي خانه برميگردد (و با ياد وطن احساس خستگي آنها را فرا ميگيرد.) از اين رو جنگاوران كاردان (زمان حمله را در نظر میگيرند و) هنگام بالا بودن روحية (سربازان دشمن) از نبرد طفره ميروند و هنگامیکه سربازان دشمن در هوای وطن و خانمان دچار خستگي و سستي (شدهاند به او) حمله ميكنند، اين امر (توجه به بهرهبرداري از عامل) روحيه و ادارة آن است
سونتزو همچنين در بحث عوامل رواني و اجتماعي، به ايجاد رخنه و اختلاف در نيروهاي دشمن بهگونهاي که بدون جنگ، ارتش دشمن مغلوب گردد و شهرهايش به تصرف درآيد و دولتش ساقط گردد، اشاره ميکند
بهطور کلي سونتزو بهکارگيري شيوههاي گوناگون رواني را مورد توجه قرار داده است:
«
اگر شما از هر لحاظ نسبت به دشمن زيردست باشيد، هميشه بايد بتوانيد خود را ماهرانه کنار بكشيد و جان خود را با مانورهاي زيرکانه حفظ کنيد ...»
«
هنگاميكه نفرات دشمن بيشتر از شماست، از جنگ بپرهيزيد و اگر دشمن از هر نظر بر شما برتري دارد، از او بگريزيد؛ زيرا يك ارتش كوچك به راحتي مغلوب دشمن بزرگ ميشود» (فصل 3، ص 75).
«
آنچه را دشمن ميخواهد به او بدهيد تا مطمئن شود؛ در نتيجه، او به تصور استفاده از موقعيت (و ضعف ظاهري شما) اقدام خواهد كرد» (فصل 5، ص 67).
«
هم ميتوان موجب آمدن دشمن به موقعيت مطلوب با «تصوّر منفعت» شد و هم ميتوان موجب نيامدن دشمن به موقعيت مطلوب با «تصوّر ضرر، زيان و آسيب» گرديد
به همين دليل، اگر دشمن در آسودگي و آرامش است، ميتوان او را به زحمت انداخت و (خسته كرد) و اگر سير است (و وضعيت غذايي خوبي دارد)، ميتوان او را به گرسنگي كشاند و اگر در وضع سكون (و استراحت و تجديد قوا) باشد، ميتوان او را به حركت درآورد
براي حضور در محل، از او پيشي بگيريد (و دشمن را عقب بگذاريد) تا (او براي حضور در محل) شتاب نكند، شتاب کنید تا او مقصودتان را درنيابد» (فصل 6 ، ص 80).
4.
پيروزي و عوامل آن: پيروزي اساسيترين هدف جنگ را تشکيل ميدهد و آنچه براي سونتزو اهميت دارد، رسيدن به پيروزي بردشمن است، به همين جهت حمله و کشتار اهميت ندارد، بلکه آنچه اهميت مييابد؛ شکست دادن دشمن است که بايد به سادهترين و کمهزينهترين شيوه و با کمترين تلفات و ويرانيها به دست آيد. اين است که معتقد است: «هدف، حمله به دشمن نيست، بلکه هدف اصلي شکست دادن اوست
از نظر سونتزو، کسب پيروزي به پنج عامل اصلي بستگي دارد كه عبارتند از:
1.
نفوذ رواني، اخلاقي و تبليغاتي در دشمن؛
2. وضعيت زمين و موقعيت و جايگاه نيروهاي خودي و نيروهاي دشمن؛
3. سازماندهي صحيح نيروها، بهکارگيري آنها و ارتباط دقيق و مبتني بر اطاعت ميان فرمانده و نيروها؛
4. موقعيت و وضعيت فکري، رواني و جسماني فرماندهان رزمي؛
5. اطلاعات، آموزش، آمادگي، سرعت، دقت و تحرک کافي در نيروها.
نظر خود او در اين زمينه چنين است:
«
منظور من از نفوذ معنوي و اخلاقي اين است که مردم بايد با رهبران خود رابطة معنوي داشته، با آنها موافق و هماهنگ باشند، بهطوريکه بدون اندک واهمهاي از خطرات جاني، در مرگ و زندگي از آنها پيروي كنند و به دنبال آنها بروند
منظور و برداشت من از شرايط جوي، تأثير نيروهاي طبيعي و تأثيرات سرماي زمستان و گرماي تابستان بر عمليات نظامي است. قدرت و اختيارات نظامي مجموعي از صفات دانش و خرد، انصاف و انسانيت، رشادت، جدي بودن و سرسختي است که يک ژنرال حتماً بايد جامع جميع آنها باشد ... . دکترين سازمان، قدرت و صلابت نظامي، ترفيع افسران تا حد استحقاق، امنيت راههاي تدارکاتي، تأمين آذوقه و مراقبت در تأمين احتياجات ضروري ارتش است. آنهايي که بر اين پنج اصل تسلط دارند، پيروز ميشوند و آنهايي که ندارند، در زمان شکست ميخورند
 
سونتزو، آرايش نظامي مطلوب و سامان دادن شايستة نيروها در زمان جنگ را در قالب تشبيهي زيبا بيان کرده است:
«
آرايش نظامي مانند آب است. شكل آب بهگونهاي است که از بلندي گريزان و به سوي پستي و گودي شتابان است. آرايش نظامي نيز چنين است؛ از قوتهاي دشمن ميگريزد و بر نقاط ضعف ميتازد؛ (جريان) آب خود را با (عوارض) زمين وفق ميدهد، يك ارتش هم بايد براي استيلا بر دشمن چنين كند (و خود را با وضعيت دشمن هماهنگ سازد) و پيروزي را به چنگ آورد، به همين دليل همانگونه كه شكل آب قاعدة كلّي و عمومي ندارد، ارتش نيز نيروي كلّي و ثابت ندارد» (فصل 6 ، ص 48).
در نگاهي عام، اهداف سونتزو در تدوين آيين رزم را ميتوان اينگونه خلاصه کرد:
1.
عقلاني و هدفمند ساختن جنگ؛
2. تعيين جايگاه جنگ در سياست و رابطة آن با حکومت و نظام سياسي جامعه؛
3. پايين آوردن ميزان خشونت، خونريزي و کاهش هزينههاي سنگين نظامي؛
4. تلاش در جهت انسانيکردن جنگ؛
5. علمي و تخصصي نمودن امور نظامي و جنگي؛
6 . تبيين نكات كليدي تعليمات نظامي.
بهطورکلي، جوهرة نظرية سونتزو در کتاب «آيين و قواعد رزم»، پاسخ دادن به بحران سياسي نظامي آن زمان چين و به قاعده درآوردن جنگ و امور نظامي در قالب نگرش چيني، به ويژه مکتب کنفوسيوسي است.


بازتاب انديشة سونتزو بر تاريخ انديشه و تحولات نظامي
در اينکه انديشة سونتزو بر کليت فرهنگ و انديشة نظامي چين تأثير شاياني داشته است و حتي در قرن بيستم ميلادي استراتژيستي چون «مائو»، رهبر انقلاب چين، خود را وامدار او ميداند، ترديدي نيست؛ ولي تأثير او و نظرياتش بسي عميقتر و گستردهتر از اين است. بنابراين در مورد تأثيرات انديشة او علاوه بر چين و شرق بايد به غرب و ساير تمدنهاي بشري نيز توجه داشت
در غرب کتاب «آيين و قواعد رزم» اولين بار به وسيلة کشيشي فرانسوي به نام «آميو» ترجمه شد و در سال 1772ميلادي با تيراژ بالايي انتشار يافت. از آن زمان به بعد غربيها به مطالعه، ترجمه و بررسي اين کتاب پرداختند
به نظر ليدل هارت «زمانيکه اين کتاب به زبان فرانسوي ترجمه شد، به دليل موج انقلاب فرانسه از يک سو و تأثير کلاوزويتس از سوي ديگر چندان مورد توجه قرار نگرفت، ولي در کشور روسيه اين انديشه تأثير بسزايي گذاشت. به عنوان مثال گفتهاند رواج استراتژي «نبرد در عمق» شباهت زيادي به انديشههاي سونتزو دارد. به نظر «ريچارد سيمپکين»  «توخاچفسکي»  اين ايده را که فراهم آوردن لجستيک پيشرفته، نه فقط براي آغاز جنگ، بلکه در سراسر آن نيز لازم است؛ از سونتزو آموخته است
انديشههاي سونتزو در ژاپن تأثيري عظيم داشته است و از قرن هشتم ميلادي به بعد تأثيرات اين کتاب در جنگهاي ژاپن مشاهده ميشود. براي نمونه «تاكدا شينگن» که از فرماندهان نظامي ژاپن در قرن 16 ميلادي است، دستور داده بود روي پرچمهاي ارتش خود، کلمات قصار سونتزو را به اين شرح قلابدوزي کنند:
«
سريع چـون باد، پرشکوه چون جنگل، تاراجگـر چون آتش، نستـوه چون کـوه، دستنيافتني چون ابر، غرنده چون تندر
يکي از آثار ژاپنيها در مورد ديدگاه «سونتزو» کتابي به نام «سونشيجنژي» (اصول کلمات قصار سونتزو) متعلق به ياماگاسوکو ميباشد. همچنين کتاب «ژنرال موتو آکيدا» با عنوان بررسي تطبيقي سونتزو و کلاوزويتس، از آثاري است که در قرن بيستم در ژاپن به نگارش درآمده است، اما ميدانيم که تأثير انديشة سونتزو بر چين بيش از جاهاي ديگر است
ميتوان حدس زد حدود يک قرن پس از سونتزو، کسي که توانست به ايدههاي او جامة عمل بپوشاند، «شيهوانگتي» (دوران حکومت 255-210 ق.م) معروف به بيسمارک چين بود که با سلطه بر ايالتهاي هان، چائو، وي، چو، ين، چي و ... توانست تقريباً همة سرزمين چين را تحت فرماندهي واحد خود درآورد و بدينسان از آن زمان به بعد چين به تمامي اين سرزمين اطلاق شد. او با کمک وزير اعظم خود «ليي سود» قوانيني براي ادارة چين وضع کرد و حکومت مقتدري را به وجود آورد و خود را «هوانگتي»؛ يعني نخستين «فغفور» ناميد. تحول زمان او را يکي از انقلابهاي بزرگ سهگانة چين دانستهاند. (انقلاب سال 221 ق.م، انقلاب سال 1911م و انقلاب سال 1947م).
پس از مرگ او در سال 210 ق.م پسرش پنج سال حکومت را در چين به دست گرفت، ولي با کشته شدن او حکومت دودمان چين پايان يافت و پس از اندکي هرج و مرج، سلسلة «هان» به مدت بيش از چهار قرن به ادارة چين پرداخت. در بين فغفورهاي سلسلة «هان»، معروفترين آنها «وو تي» بود که با راندن اقوام بيابانگرد، محدودة چين را به کره، منچوري، آنام، هندوچين و ترکستان رسانيد و چين وسعت امروزي خود را به دست آورد که از آن پس با نشيب و فرازهايي ثابت مانده است.
احتمالاً، اولين تفسير قابل توجه و شناخته شدة چيني از كتاب «آيين و قواعد رزم» متعلق به«تسائو تسائو» در سال 155ميلادي است. در زمان سلسلة سونگ، امپراتور شنگ تسوگ (1068-1088م) با صدور فرماني دستور داد هفت اثر نظامي که مجموعة تسائو تسائو در رأس آنها قرار داشت، در برنامة دروس دانشکدههاي نظامي گنجانده شود. سرمربي و مدير دانشکدة افسري امپراتوري نيز نسخهاي از «آيين و قواعد رزم سونتزو» را که به وسيلة منتقد معروف «شيه تزومي» تفسير و حاشيهنويسي شده بود‏، به عنوان مدرک اساسي و متن بنيادي براي بررسي و آموزش دانشجويان انتخاب کرد.
در قرن بيستم، بيشترين تأثير نظامي را مائوتسهتونگ (مائو دزه دون) به عنوان رهبر انقلاب چين براي به ثمر رساندن انقلاب از سونتزو اخذ کرده است. عمده مسائلي که از انديشة سونتزو وارد استراتژي مائو گرديده است، عبارتند از:

1. اولويت «انسان بر سلاح» که مائو در جنگ با نيروهاي دولتي بارها از اين نظر استفاده کرده است؛
2. استراتژي «جنگ خلقي» يا «جنگ مردمي» که عامل پيروزي مائو بر نيروهاي حاکم و در واقع به ثمر رسانندة انقلاب چين بود.
چون مائوتسه تونگ در استراتژياي که از 1949-1972ميلادي براي مبارزه با نيروهاي جمهوري و ارتش متجاوز ژاپني در پيش گرفت، بر تئوري «جنگخلق» تأکيد داشت، بعضي از تحليلگران او را «پدر جنگ خلق» خوانده و چنين اظهار کردهاند که او به عامل «انسان» بيش از «سلاح» در جنگ ارج نهاده است
از چهار شرطي که مائو براي رسيدن به پيروزي قائل بود؛ يعني تمرکز قوا، جنگ متحرک، جنگ زود فرجام و جنگ نابودکننده، سه مورد اول برگرفته از انديشة سونتزو است. او در يکي از آثار خود مينويسد:
«
بيشک پيـروزي يک طرف، مديون رهبـري ذهني درسـت و شکست طرف ديگر، معلول رهبري ذهني نادرست است ... در عين حال جنگ پديدهاي مافوق طبيعت نيست، بلکه پروسهاي است که از قوانين جبري پيروي ميکند.» از اين جهت است که قاعدة سونتزو؛ يعني "شناخت دشمن و شناخت خود، موجب رستن از خطر در همة جنگهاست"، همچنان به عنوان يک واقعيت علمي به قوت خود باقي است. (فصل 3 ص 85).
ليدل هارت در مورد اهميت اثر سونتزو گفته است:
«...
اين کتاب کوچک به تنهايي به اندازهاي از اصول اساسي استراتژي و تاکتيک سرشار است که من اين مقدار دانش نظامي را در بيست جلد کتاب نيز نميتوانم بازگو کنم. اثر سونتزو بهترين، مفيدترين و مختصرترين رساله در بررسيهاي مربوط به جنگ است و انسان هرقدر بيشتر در ژرفاي دانش نظامي آن فرو ميرود، بيشتر به ارزش اطلاعات گرانبهاي آن پي ميبرد. »
برخي از مهمترين راهبردهاي مطرح شده توسط سونتزو عبارتند از:
1.
راهبرد پيروزي کامل: لشکريان دشمن را بدون جنگ وادار به تسليم کنيد. اين انديشه بسيار مهم، امروزه توسط استراتژيستهاي غربي مطرح ميشود. ظاهراً اين راهبرد هنگامي محقق ميشود كه دو ارتش در برابر هم صفآرايي کردهاند، ولي در واقع نوعي راهبرد بازدارنده است.
2.
راهبرد ترکيب بازدارندگي با حمله: از طريق ديپلماسي، تقسيم و متلاشي کردن واحدهاي دشمن و تحکيم و تثبيت اتحاد و گسترش متحدان خود؛ لذا هرقدر دشمن منزوي و ارتباطش با لشکريانش قطع شود، نهايتاً به تسليم واداشته ميشود.
3.
راهبرد کسب نخستين پيروزي: کسي که خوب آمادگي کسب کرده باشد، پيروز خواهد شد.
4.
راهبرد فريب: حمله به دشمن در جايي که آمادگي نداشته باشد و حضور در جاييکه مورد انتظار نيست.
5.
راهبرد مبارزه براي پيشدستي در ابتکار عمل
6. راهبرد تبديل مضار به مزايا (استفاده از فرصت)
7.
راهبرد پيروزي سريع: آغاز يک حملة سريع و ناگهاني (چون آذرخشي که از فراز آسمان به زمين ميرسد.)
8.
راهبرد پيروزي با سهولت: حمله به نقاط ضعف دشمن 
9. راهبرد پيروزي حتمي و مطمئن: با تمرکز قواي خويش در همان حال که دشمن در حال تقسيم قواست، ميتوان با قواي فراوان به تعداد اندکي از آنها حمله کرد و با يک نيروي فائق و برتر، نيرويي ناچيز را مورد تک قرار داد.
10.
راهبرد جنگ رواني: شامل دو مرحله است
الف. پرهيز از زور: زمانيکه دشمن در حال اقتدار و آمادة حمله است، از جنگ بپرهيزيد تا زماني که او خسته و دچار غم غربت و درد وطن و خانمان شود. ديگر اينکه روحية افراد دشمن را تضعيف كنيد تا روحية نظاميانش متزلزل و سست شود
ب. حملة رواني: قلب و جرأت فرماندهان دشمن را برباييد و در دل آنها خوف و رعب بيندازيد. فکر و انديشه آنها را مختل نماييد و تحت فرمان و کنترل خود درآوريد و آنها را آشفته سازيد.

 

اگر كسي از من بخواهد كه چكيدة انديشههاي سونتزو را در يك جمله بيان نمايم، قطعاً به «شكست مقاومت دشمن، بدون جنگ» تصريح خواهم نمود.

 

ترجمه هاي آيين رزم
آيين رزم سونتزو به بسياري از زبانهاي زندة دنيا ترجمه شده است. بهترين ترجمة انگليسي آن که همراه با تجديد نظر کامل و مقدمهاي مفصل است، توسط روجر آمس (Roger Ames) انجام شده است
کتاب اصلي سون تزو داراي سيزده فصل است، ولي در ترجمة «آمس» دو متن ديگر نيز به آن افزوده شده که ظاهراً بعدها پيدا شده است. يکي از اين دو متن، داراي پنج فصل و ديگري شامل هشت فصل است. متن نخست از يادداشت هاي «پين شوئه شان» و متن دوم ظاهراً از کارهاي بعدي خود سون تزو ميباشد.
ترجمهاي كه اكنون فرا روي شما قرار دارد، احتمالاً پنجمين ترجمة آيين رزم به زبان فارسي؛ (پس از ترجمه هاي دكتر حسن حبيبي، محمود كي (ادارة عس سماجا، 1358)، آيدا دريانيان (مؤسسه هنري بشير علم و ادب،1380) و علي كردستي (نشر فرارو) با عنوان «هنر جنگاوري») است که ابتدا در ضمیمه تخصصی «دانش و فناوری نظامی» مجله صف (4831 لغايت آذر 5831) به چاپ رسیده و اینک با اصلاحاتي تقدیم خوانندگان محترم میشود.
ترجمـة حاضر با توجـه به ترجمه هاي فارسي، ترجمههاي انگليسي ليونـل جايلـز  (Lionel Giles) و نمونة منتشرشده در پايگاه اينترنتي سون شي  (Sonshi)، ترجمة عربي از رئوف شبايك  و ترجمهاي از سايت فرهنگ چين  صورت گرفته و با مراجعه به متن چيني  خطاهاي مترجمان تا حد امكان مرتفع گرديده است
شايد براي نخستينبار، با توجه به ترجمة تطبيقي و مبنا قراردادن متن چيني، برخي جملات كتاب تنها توسط بنده ترجمه گرديده و فهم برخي واژه هاي نامعلوم آن نيز نصيـب بنده شده باشـد كه از جملة آنها تفسير درست منازل ماه و چهار منزلي است كه در فصل دوازدهم خواهد آمد
سعي كردهام برخي واژههاي كليدي را با واژه پيكتوگراف و تلفظ و معادل انگليسي آن تقديم خوانندگان كنم و از اين راه نوعي ارتباط بين كليدواژههاي كتاب برقرار سازم
از كلية خوانندگان كه متن را با دقت ميخوانند و اشتباهاتم را متذكر ميشوند، پيشاپيش سپاسگزاري ميكنم. قصد دارم در آينده كاربرد اصول اين كتاب در ساير زمينهها؛ از جمله تجارت را هم به ايرانيان تقديم كنم و از هر مساعدتي در اين راه استقبال مينمايم
سخن جيمز كلاول در مقدمة ترجمهاش هنوز خواندني است
«
اميدوارم صادقانه از خواندن اين كتاب لذت ببريد؛ زيرا سونتزو شايستة مطالعه و تحقيق است. مايلم مطالعة هنر جنگ را براي تمامي افسران خادم و همچنين دانشآموزان دبيرستانها و دانشگاههاي سراسر جهان آزاد، الزامي اعلام كنم .... و دلم ميخواهد قانوني نوشته شود كه تمام افسران به خصوص ژنرالها همه ساله بهطور شفاهي يا كتبي در اين 13 باب امتحان شوند و نمرة قبولي از حدود 95 الي 100 باشد. پس از آن خواهيد ديد كه هيچيك از افسران ما در اين امتحان قبول نخواهند شد و هر يك بهگونهاي تنزل رتبه خواهند داشت. من بسيار معتقدم كه دانش سونتزو براي بقاي ما مورد نياز است. اين امر ميتواند ما را ايمن سازد تا كودكانمان در صلح زندگي كنند و كامياب شوند
در خاتمه، ضمن قدرداني از تلاشهاي مؤسسه نشرشهر براي انتشار ترجمة حاضر، مراتب سپاس خود را از برادر عزيزم جناب آقاي محسن عموشاهي بابت مساعي ايشان در ويراستاري، آراستاري و آماده سازي كتاب اعلام ميدارم.

 

ارسال نظرات