• حمله اسرائیل به ایران در رویکرد نظریه پردازان اسرائیل با محورامریکایی
حمله اسرائیل به ایران در رویکرد نظریه پردازان اسرائیل با محورامریکایی

تاریخ: یکشنبه 2 آذر 1393//ساعت:23:1//گروه:امنیتی//زیرگروه:اخبار//شماره خبر:320

دیدبان آمریکا – سرویس سیاست خارجی: در این مجموعه تلاش می شود رویکرد تحلیلگرانی که نسبت به حمله نظامی اسرائیل، بررسی هایی را به انجام رساندند، مورد ارزیابی قرار گیرد. نظریه پردازانی که تاکنون مقالات زیادی را در نشریات نظامی کشورهای مختلف منتشر نموده اند، در شرایط موجود تلاش می کنند تا از تجارب تحلیلی خود در ارتباط با بحران های منطقه ای استفاده نموده و آثار هرگونه حمله نظامی اسرائیل علیه ایران را براساس قابلیت های راهبردی هریک از کشورها تبیین نمایند. در انتها نیز تلاش می شود تا ارزیابی دقیقی از اقدامات نظامی اسرائیل علیه ایران انجام پذیرد.

 

نظریه پردازان اسرائیل محور در ایالات متحده آمریکا بر اساس استدلالاتی چون خطر روز افزون پیشرفت های هسته ای ایران و جلوگیری از ابعاد نظامی یافتن این تاسیسات در صددند که یا توجیهاتی برای ضرورت حمله اسرائیل پیدا کنند و یا با محاسبات تاکتیکی و راهبردی چنین حملاتی را برای اسرائیل، منطقه و جهان پر مخاطره اعلام کنند.

 

البته تحلیل گران معتقدند که عملیات نظامی علیه ایران را نمی توان صرفا براساس سازوکارهای عملیاتی مورد ارزیابی قرار داد. ایران برای بیش از سه دهه است که در شرایط محدودیت اقتصادی، صنعتی، تکنولوژیک و نظامی قرار دارد. محدودیت های اعمال شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل و سایر نهادهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران، منجر به تغییر در موازنه راهبردی به لحاظ بهره گیری از ابزارهای نظامی عملیاتی و تاکتیکی گردیده است.

 

ایران فاقد هرگونه مزیت نسبی در ارتباط با قابلیت های ابزاری می باشد. ابزارهای نظامی ایران در مقایسه با کشورهایی همانند اسرائیل، ترکیه و پاکستان محدودتر می باشد. روسیه نیز بخشی از سلاح های خریداری شده ایران را واگذار نکرده و از این طریق تلاش دارد تا زمینه های کنترل قدرت تاثیرگذار ایران در فضای منطقه ای را ایجاد نماید. لازم به توضیح است که سلاح های تاکتیکی صرفا بخشی از قدرت ملی و توان عملیاتی کشورهای مختلف در شرایط بحران محسوب می شود(Rosen, 2012: 7).

 

اگرچه اسرائیل از قابلیت ابزاری موثرتری نسبت به توان نیروی هوایی ایران برخوردار است، اما چنین قابلیت هایی نمی تواند زمینه تامین اهداف استراتژیک امریکا ـ اسرائیل برای انجام حمله نظامی علیه ایران را به وجود آورد. مقامات اسرائیلی در سال های 2012-2011 از ادبیات تهدید آمیز علیه ایران استفاده کرده اند. چنین ادبیاتی را نمی توان به عنوان نمادی از قابلیت راهبردی اسرائیل برای حمله نظامی علیه تاسیسات هسته ای و قابلیت نظامی ایران دانست. دلایل آن را می توان به شرح ذیل مورد توجه قرار داد:

 

 

*مزیت نسبی اسرائیل در قدرت هوایی به منزله کاربرد قدرت نظامی محسوب نمی شود. اسرائیل در شرایط ضعف ژئوپلیتیکی قرار دارد. این کشور دارای عرض ژئوپلیتیکی محدودی بوده و هرگونه حمله نظامی علیه کشوری همانند ایران منجر به افزایش میزان آسیب پذیری آن کشور در محیط منطقه ای می گردد.

 

* قابلیت ژئوپلیتیکی اسرائیل در مقایسه با کشورهای خاورمیانه بسیار محدود است. دو سوم دشت ساحلی آن کشور از بندر اشدود در جنوب تا تل آویو و حیفای بزرگ به عنوان مرکز قدرت اقتصادی و امنیتی آن کشور تلقی می شود. پهنای چنین منطقه ای بین 6 تا 15 مایل می باشد که به خط سبز معروف است. تراکم جمعیتی در اسرائیل در سال 2012 به 1000 نفر در هر مایل افزایش یافته است. در چنین شرایطی هرگونه اقدام واکنشی ایران می تواند مخاطرات امنیتی قابل توجهی را برای اسرائیل ایجاد کند.

 

* اسرائیل تاکنون از الگوی سواری مجانی بهره برده است. امریکا به عنوان خط مقدم رفتار استراتژیک اسرائیل بوده است. در چنین شرایطی نمی توان نشانه هایی از تهدید عملیاتی اسرائیل علیه کشوری همانند ایران را مورد ملاحظه قرار داد. اسرائیل صرفا درگیر نبردهای تاکتیکی می شود. هرگونه اقدام نظامی علیه ایران برای آینده امنیتی و راهبردی اسرائیل مخاطره آفرین خواهد بود.

 

* اگرچه عربستان جبهه جدیدی از رویارویی ژئوپلیتیکی علیه ایران را سازماندهی کرده است اما هرگونه عملیات نظامی از سوی اسرائیل علیه ایران منجر به شکل گیری جبهه مقاومت گسترده در تمامی خاورمیانه می شود. در سال های بعد از جنگ سرد، الگوی کنش عربستان علیه ایران با تغییراتی همراه بوده است. چنین روندی از سال 2003 به بعد گسترش بیشتری پیدا کرده است. عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران جبهه مقاومت را در خاورمیانه گسترش می دهد.

 

* مقامات اسرائیلی نگران تهدیدات متنوع تری در جهان عرب می باشند. گروه های اجتماعی جهان عرب در فضای تعارض سیاسی، هویتی و ایدئولوژیک با اسرائیل به سر می برند. اقدام نظامی علیه ایران با واکنش گروه های اجتماعی متنوع در خاورمیانه روبرو می شود.

 

 

* نیروهای مقاومت همانند حزب الله از آمدگی عملیاتی و ابزاری لازم برای رویارویی با اسرائیل می-باشند. حمله نظامی اسرائیل به هر نقطه جغرافیایی ایران با واکنش نیروهای اجتماعی، امنیتی و سیاسی سازمان یافته ای روبرو خواهد شد. در چنین شرایطی، امنیت اجتماعی و سرزمینی اسرائیل تحت الشعاع اقدامات نظامی آن کشور قرار می گیرد.

 

* گسترده  بودن فضای ژئوپلیتیکی ایران مانع کنش موفقیت آمیز عملیاتی اسرائیل خواهد شد. هرگونه عملیات نظامی اسرائیل علیه تاسیسات هسته ای و امنیتی ایران می تواند با پاسخ متقابل و شدید موشکی ایران روبرو شود. در شرایط موجود، اسرائیل فاقد قابلیت لازم برای اجرای اقدامات پیشدستانه علیه ایران می باشد. توان عملیاتی ایران برای ضربه دوم به گونه ای است که امکان موفقیت اسرائیل در نبردهای منطقه ای علیه ایران را کاهش می دهد.

 

گزینه حمله نظامی علیه تاسیسات اقتصادی، صنعتی، نظامی و هسته ای ایران به عنوان یکی از سازوکارهای محدودسازی قدرت راهبردی ایران مطرح شده است. بسیاری از مراکز تحقیقاتی و موسسات تولید فکر در امریکا که وابسته به لابی های اسرائیل محور می باشند، در ماه های اولیه سال 2012 مبادرت به تبیین چنین موضوعی براساس قابلیت های ابزاری و توان راهبردی بازیگران درگیر در روند شکل گیری جنگ احتمالی در خاورمیانه نموده اند.

 

موضوعات مطرح شده توسط هریک از نظریه پردازان یاد شده براساس شاخص های نظامی و عملیاتی انجام گرفته است. قابلیت نیروی هوایی اسرائیل توسط تحلیلگران یاد شده مورد توجه قرار گرفته است. هدف تحلیلگرانی همانند بری، هیوسون و مارکوس آن است که هرگونه عملیات نظامی چه پیامدهایی برای ایران و سایر کشورهای درگیر در مناقشه نظامی منطقه ای خواهد داشت. تمامی نظریه پردازان یاد شده بر این موضوع تاکید داشتند که اسرائیل از مزیت نسبی قابل توجهی در کاربرد ابزارهای قدرت نظامی بویژه در ارتباط با عملیات هوایی برخوردار است. از سوی دیگر، تحلیلگران یاد شده نسبت به پر مناقشه بودن شرایط منطقه خاورمیانه در شرایط بعد از عملیات نظامی تاکید دارند (Rose, 2012: 47).

 

در این مجموعه تلاش می شود رویکرد تحلیلگرانی که نسبت به حمله نظامی اسرائیل، بررسی هایی را به انجام رساندند، مورد ارزیابی قرار گیرد. نظریه پردازانی که تاکنون مقالات زیادی را در نشریات نظامی کشورهای مختلف منتشر نموده اند، در شرایط موجود تلاش می کنند تا از تجارب تحلیلی خود در ارتباط با بحران های منطقه ای استفاده نموده و آثار هرگونه حمله نظامی اسرائیل علیه ایران را براساس قابلیت های راهبردی هریک از کشورها تبیین نمایند. در انتها نیز تلاش می شود تا ارزیابی دقیقی از اقدامات نظامی اسرائیل علیه ایران انجام پذیرد.

 

1- گزینه عملیات تاکتیکی علیه ایران (رویکرد جاناتان مارکوس)

گزینه حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران را می توان یکی از روش های ایجاد شرایط روانی برای تغییر در اراده سیاسی ایران دانست. ادبیات مقامات سیاسی اسرائیل در سال 2011 ماهیت تهاجمی تری پیدا نمود. احساس تهدید شهروندان در زمره موضوعاتی محسوب می شود که کارگزاران سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل نسبت به آن حساسیت نشان می دهند. چنین کارگزارانی بر این اعتقادند که هرگونه حمله نظامی علیه ایران می تواند امنیت بیشتری را برای اسرائیل ایجاد نماید.

 

 

در برابر چنین رویکردی، گزینه های ادراکی و تحلیلی کاملا متفاوتی وجود دارد. گزینه هایی که معطوف به تبیین مخاطرات و پیامدهای مربوط به تهدید نظامی علیه ایران می باشد. جاناتان مارکوس در زمره تحلیلگران موضوعات خاورمیانه محسوب می شود. در شرایطی که رویکردهای متفاوتی درباره سیاست امنیتی کشورهای مختلف نسبت به ایران وجود دارد، جاناتان مارکوس تلاش دارد تا چگونگی چنین اقدامی را براساس پیامدهای حمله نظامی به ایران مورد بررسی قرار دهد.

 

جاناتان مارکوس دارای سابقه فعالیت های دیپلماتیک بوده و به همین دلیل در بخش های مختلف رسانه ای و تحلیلی به تولید ادبیات راهبردی مبادرت می نماید. حمله احتمالی اسرائیل با مشکلات گوناگونی روبرو خواهد بود. در میان انبوه مشکلاتی که اسرائیل در دهه گذشته با آن مواجه بوده، نگرانی از تهدید بالقوه ایران مجهز به سلاح اتمی چیزی است که برنامه ریزان نظامی اسرائیل را به خود مشغول کرده است. همین امر تا حد زیادی اسرائیل را به توسعه نیروی هوایی خود واداشته است. رویکرد مارکوس برای تبیین پیامدهای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را می توان به شرح ذیل مورد توجه قرار داد:

 

*توسعه نیروی هوایی اسرائیل براساس اهداف راهبردی شکل گرفته است. به طور کلی می توان تاکید داشت که استراتژی عملیاتی اسرائیل بر اساس مزیت نسبی نیروی هوایی شکل گرفته است. شاید بتوان یکی از دلایل موفقیت اسرائیل در جنگ های 1956، 1967 و 1973 در برابر کشورهای عربی را براساس قابلیت نیروی هوایی آن کشور مورد ارزیابی قرار داد. بررسی آمار خریدهای نظامی کشورهای خاورمیانه نشان می دهد که اسرائیل بیش از سایر کشورها نسبت به برتری نیروی هوایی خود حساسیت دارد.

 

* نیروی هوایی اسرائیل 125 هواپیمای نظامی پیشرفته اف ـ 15 ال و اف ـ 16 ال خریداری کرده است که به وسایل خودکار و مخازن اضافی سوخت مجهزند و برای حملات دوربرد مناسبند. اسرائیل به علاوه تسلیحات تخریب سنگرهای زیرزمینی نیز خریده است؛ هواپیماهای بدون سرنشین بزرگ و دورپرواز ساخته است؛ و بخش زیادی از تمرین های نظامیش بر عملیات دوربرد متمرکز است.

 

* اسرائیل در حملات پیشگیرانه و پیشدستانه علیه اهداف نظامی، اقتصادی و هسته ای در منطقه سابقه دارد. جت های اسرائیلی در ژوئن 1981 راکتور اوسیراک در نزدیکی بغداد را بمباران کردند. در سپتامبر 2007 هم هواپیماهای نظامی اسرائیل به تاسیساتی در سوریه که به باور اسرائیل، امریکا و بسیاری از کارشناسان، رآکتورهای هسته ای در حال ساخت بود حمله بردند. جاناتان مارکوس بر این اعتقاد است که با این حال حمله احتمالی اسرائیل به ایران نمی تواند همچون حمله به عراق و سوریه باشد.  

 

 

* جاناتان مارکوس بر این اعتقاد است که حمله نظامی علیه ایران متفاوت از هر هدف دیگری برای اسرائیل خواهد بود. اقداماتی که اسرائیل علیه عراق و سوریه به انجام رسانده به لحاظ ماهیت و شکل بندی های ژئوپلیتیکی متفاوت از وضعیت ایران می باشد. هر دوی این حملات بر ضد یک هدف روی زمین انجام گرفتند و به معنی واقعی کلمه ناگهانی از آسمان نازل شدند. اما تلاش اسرائیل برای وارد آوردن ضربه های سخت به برنامه هسته ای ایران با مشکلات مختلفی ازجمله بُرد جغرافیایی، تعداد اهداف و ماهیت آنها مواجه است.

 

* بسیاری از این مشکلات به خودی خود برای تحلیلگران نظامی و امنیتی اسرائیل دلهره آور است. هرگونه مشکل ژئوپلیتیکی و رقابت ایدئولوژیک با سایر دشواری های پیش روی برنامه ریزان دفاعی اسرائیل درمی آمیزند. بسیاری از نظامیان امریکایی در تبیین فرایند عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران این سوال را مطرح می کنند که نیروی هوایی اسرائیل چگونه می تواند خود را به هدف های نظامی در ایران نزدیک نماید؟

 

* از اسرائیل تا ایران راه درازی است. با تخمینی سردستی بسیاری از اهداف بالقوه در 1500 تا 1800 کیلومتری پایگاه های اسرائیلی قرار دارند. هواپیماهای جنگی اسرائیل باید به ایران برسند و همین قدر هم مهم است که بتوانند بازگردند. دست کم سه مسیر ممکن وجود دارد: اول اینکه جت های اسرائیل به شمال پرواز کنند و پس از آن روی مرز ترکیه با سوریه و سپس مرز ترکیه با عراق به شرق بروند. دوم اینکه هواپیمای نظامی اسرائیل به سمت شمال پرواز نموده، اما از طریق عراق به سمت ایران می روند. مقامات عراقی در غیاب نظامیان امریکایی از پس رصد و کنترل حوزه هوایی خود برنمی آید و این در عمل راه را بر تهاجم اسرائیل باز می کند. مسیر سوم از جنوب است که جت های اسرائیلی را از فراز عربستان سعودی به ایران می رساند.

* بررسی دقیق تاکتیک نظامی اسرائیل علیه تاسیسات ایران بر اساس چگونگی توافق مقامات عربستان با اسرائیل، امریکا و کشورهای عربی دارد. هم اکنون این سوال مطرح می شود که: آیا با توجه به دغدغه سعودیها نسبت به برنامه هسته ای ایران آنها حاضرند بر چنین حرکتی چشم ببندند؟ آیا اسرائیلیها می توانند از این مسیر برای بازگشت خود استفاده کنند؟ آنچه می دانیم این است که مخازن سوخت این هواپیماها باید در طول مسیر پر شود (Henderson, 2012: 25).

 

 

2- گزینه محاسبه محدودیت های تاکتیکی علیه ایران (رویکرد داگلاس بری)

داگلاس بری، عضو ارشد انستیتوی بین المللی مطالعات استراتژیک و متخصص در حوزه امور نظامی هوا فضا، می گوید: «سوختگیری در آسمان کاری دشوار خواهد بود.» داگلاس بری می گوید: «هواپیماهای اسرائیل نه تنها باید از پس ورود به فضای ایران و خروج از آن بربیایند، بلکه باید سوخت لازم برای تامین زمان پرواز بر فراز اهداف را داشته باشند و همچنین سوخت کافی برای پوشش پیش آمدهای احتمالی در طول عملیات.»

 

بری می گوید: «سوخت گیری اولیه می تواند بر فراز مدیترانه و یا حتی حوزه هوایی خود اسرائیل انجام گیرد. او یادآور می شود: «یک گزینه این است که هواپیماها با ذخیره کامل بمب پرواز کنند و مخازن اضافی سوخت را بیندازند؛ به ارتفاع مورد نظر صعود کند و در اینجا پیش از راهی شدن به سوی اهدافشان در ایران مخازنشان را دوباره پر سازند.»

 

 

برآورد می شود که اسرائیل 8 تا 10 هواپیمای سوخت رسان بزرگ در قالب هواپیماهای غیرنظامی بویینگ 707 دارد، اما به باور کارشناسان چنین ظرفیتی برای سوخت رسانی، یکی از عوامل محدودکننده هر عملیاتی را روشن می سازد. در شرایط عملیاتی این سوال مطرح می شود که نیروی نظامی اسرائیل از هواپیمای سوخت رسان در چه منطقه ای استفاده می کند؟ چه نیرویی از هواپیمای سوخت رسان پشتیبانی به عمل می آورد؟ چگونه نیروهای عملیاتی می توانند در شرایط پشتیبانی به ایفای نقش نظامی مبادرت نمایند؟

 

*اصلی ترین موضوع مورد بررسی در ارتباط با گزینه حمله نظامی امریکا علیه ایران را می توان موضوعات ژئوپلیتیکی دانست. اگرچه اسرائیل از قابلیت تاکتیکی مطلوبی در نیروی هوایی برخوردار است، اما چنین قابلیتی به تنهایی نمی تواند زمینه های حمله نظامی علیه ایران را به وجود آورد. اگرچه برنامه ریزان اسرائیلی در صدد عبور از نقاطی می باشند که بتواند محدودیت های عملیاتی آنان را جبران نماید، اما باید بر این امر واقف بود که ایران نیز در برابر چنین اقداماتی دست بسته نخواهد بود.

 

* عملیات نظامی در شرایطی به مطلوبیت راهبردی منجر می شود که اسرائیل بتواند محوریت اصلی برنامه اتمی ایران را منهدم نماید. در چنین شرایطی، حمله نظامی علیه تاسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز و فوردو در نزدیکی قم از اهمیت ویژه ای برای اسرائیل برخوردار است. علاوه بر آن اسرائیلیها تلاش دارند تا کارخانه تولید آب سنگین و رآکتور آب سنگین اراک در غرب مرکزی ایران را منهدم نمایند. علاوه بر آن، اسرائیل تلاش دارد تا قابلیت موشکی ایران را نیز در معرض تهدید نظامی قرار دهد.

 

* موفقیت اسرائیل برای تخریب قابلیت هسته ای ایران بدون توجه به توانمندی موشکی ایران هیچ گونه مطلوبیتی ندارد. بنابراین اسرائیل نه تنها نسبت به فعالیت هسته ای ایران دارای حساسیت است، بلکه هر گونه قابلیت موشکی ایران را به عنوان تهدیدی برای خود می داند. چنین قابلیت هایی، مشکلات اسرائیل را برای حمله نظامی علیه ایران افزایش خواهد داد.

 

* تاسیسات اتمی نطنز همانند کارخانه جدید فوردو با ایمنی زیادی همراه است. تاسیسات نطنز ماهیت زیرزمینی دارد. در حالیکه کارخانه فوردو در قلب کوه قرار گرفته است. تخریب چنین تاسیساتی زمانی امکان پذیر است که اطلاعات کاملی در ارتباط با نوع خاک، جزئیات طراحی و ساخت پناهگاه های زیرزمینی تاسیسات هسته ای و موشکی ایران توسط نیروی هوایی اسرائیل یا امریکا بدست آید.

 

 

* داگلاس بری می گوید که ما از بسیاری از توانایی های اسرائیل، به ویژه توانایی های خودکفای آن، بی خبریم. او می افزاید: «هواپیماهای بدون سرنشین دوربرد ایتان و هرون اسرائیل می توانند برای ارزیابی ضربات هر حمله ای به کار روند، اما به علاوه می توانند برای گول زدن پدافند ضدهوایی نیز به کار گرفته شوند.» «در واقع عملیات فریب این چنینی، یا عملیات سایبری، جزء مکمل ماموریت هستند تا رادارها را کور کنند و تصویری کاذب از آنچه می گذرد به دست دهند.»

 

* پدافند ایران عمدتا روسی است و خلبانان اسرائیلی با آن آشنا هستند، اگر چه ایران سیستم هاوک امریکایی را که عمرش به ایام شاه می رسد نیز به کار می برد. بعضی از پرتوان ترین سلاح های دفاعی ایران موشک های اس ای ـ 5 روسی هستند که برای هدف قرار دادن تهدیدهایی در ارتفاع زیاد به کار می روند. به علاوه ایران سیستم متحرک تور ـ ام 1/اس ای ـ 15 گانتلت را که مناسب اهداف پایینتر است نیز در خدمت دارد.

 

* اگرچه روسها مستمرا از تجهیز ایران به سیستم دوربرد و پیشرفته تر اس 300 امتناع کرده اند، اما ایرانیها مدعی هستند که خود سیستم های ضدهوایی دیگری را ساخته اند. بیان چنین موضوعی به معنای آن است که هرگونه هدف گیری تاسیسات استراتژیک بدون توجه به قابلیت های تاکتیکی امکانپذیر نمی باشد. به عبارت دیگر، هرگونه عملیات نظامی علیه تاسیسات ایران می تواند در شرایط پرمخاطره ای انجام پذیرد.

 

* بهره گیری از قابلیت های نظامی اسرائیل هزینه های زیادی برای این کشور ایجاد می کند. اگرچه اسرائیلیها بر این اعتقادند که قابلیت لازم برای مقابله با تهدیدات راهبردی را دارا می باشند، اما چنین قابلیتی به مفهوم بهره گیری از نیروهای نظامی از جهت رویارویی با اقدامات واکنشی ایران بسیار ناکارآمد خواهد بود. حمله نظامی اسرائیل در بهترین و موفقیت بارترین شرایط صرفا می تواند قابلیت هسته ای شدن ایران را به تاخیر اندازد.

 

* در چنین شرایطی، انگیزه جامعه ایرانی برای حمایت از حکومت در جهت هسته ای شدن افزایش می یابد. نسل جدید رهبران و کارشناسان سیاسی ـ امنیتی ایران به این جمع بندی می رسند که نه تنها قابلیت هسته ای آنان برای تامین اهداف صنعتی و اقتصادی ضروری می باشد، بلکه از چنین قابلیت-هایی می توان برای ارتقا توان بازدارندگی استفاده نمود

ارسال نظرات